تبلیغات
`~'*¤!||!¤*'~`(( دربســت تا شهر بهشت ))`~'*¤!||!¤*'~` - مطالب هفته سوم اسفند 1391

خانواده هایی که پدر و مادر ، معلولند و یا 2 فرزند معلول دارند در صورتی که فرزندان متاهل نباشند ، یک فرزند از خدمت سربازی معاف می شود.

معاون معافیت ها و امور مشمولین سازمان وظیفه عمومی ناجا در گفتگو با واحد مرکزی خبر گفت :‌ در معافیت های خاص و عنایات رهبر معظم انقلاب افرادی که پدر یا مادرشان تا 30 ماه در جبهه حضور داشته اند یک فرزند آنها و تا 60 ماه 2 فرزند آنها معاف می شود.

سرهنگ حلوایی افزود : به ازای 25 درصد جانبازی یک فرزند و تا 50 درصد جانبازی 2 فرزند و به ازای 36 ماه آزادگی یک فرزند معاف خواهد شد .

وی گفت :‌ به ازای هر ماه حضور در جبهه 18 روز کسر خدمت برای فرزند آنها محاسبه خواهد شد.

معاون معافیت ها و امور مشمولین سازمان وظیفه عمومی ناجا همچنین از بخشودگی مشمولینی که مدرک تحصیلی لیسانس و متولد 54 و فوق لیسانس دارند و متولد 52 هستند؛ خبر داد و افزود: مشمولین دکترای تخصصی غیر پزشکی متولد 50 و دکترای تخصصی پزشکی متولد 44 نیز از خدمت سربازی معاف خواهند شد.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

مادران پسران را بیشتر دوست دارند یا دخترشان را؟؟!

همیشه این اعتقاد وجود داشته است که مادران جانب پسران خود را بیش‌تر از دخترانشان می‌گیرند و به آن‌ها توجه بیش‌تری دارند. اما نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد این اعتقاد نه تنها درست است بلکه درصد زیادی از مادران به آن اقرار هم می‌کنند.
این نظرسنجی نشان داد اگرچه مادران چندان تمایل به اقرار به این واقعیت ندارند، اما آن‌ها بیش‌تر به فرزندان پسر خود توجه دارند و با آن‌ها رفتار متفاوتی نسبت به دختران خود دارند. محققان متوجه شدند مادران با احتمال بیش‌تری پسران خود را با لغاتی مانند بامزه، دوست‌داشتنی، بازیگوش و مانند آن توصیف می‌کنند.

اما زمانی که به دختران می‌رسد آن‌ها بیش‌تر حالت انتقادی به خود می‌گیرند و معتقدند آن‌ها جدی‌تر و بی‌ادب‌تر هستند و بیشتر با آن‌ها بگو مگو می‌کنند و بهانه می‌گیرند.

در حقیقت این مطالعات که توسط وب سایت netmoms انجام شده است نشان می‌دهد نزدیک به ۸۸ درصد مادران اقرار کرده‌اند که با پسران خود به شیوه‌ای متفاوت رفتار می‌کنند و رفتار آن‌ها تبعیض‌آمیز است. بیش از ۵۵ درصد از مادران اعلام کرده‌اند که راحت‌تر با فرزند پسر خود ارتباط دوستانه برقرار می‌کنند. هم‌چنین ۷ درصد نیز اقرار کرده‌اند که با پسر خود بیش‌تر از دخترشان مهربانی می‌کنند.

این مطالعه با انجام نظرسنجی روی بیش از ۲ هزار مادر انجام شد که هم دارای فرزند پسر و هم فرزند دختر بودند. در این نظرسنجی مشخص شد مادران با احتمال دو برابر بیش‌تر از فرزاندان دختر خود نسبت به پسرانشان انتقاد می‌کنند. میزان انتقاد کردن از دختران ۲۱ درصد و از پسران نزدیک به ۱۱٫۵ درصد است.

کریسی داف یک مشاور از netmoms هشدار داد این تبعیض‌ها می‌تواند اثرات طولانی‌مدتی روی روحیه دختران داشته باشد. شاید به همین دلیل است که زنان بیش‌تر از مردان از خودشان انتقاد می‌کنند و نسبت به خود دید منفی دارند. این در حالی است که معمولا به دلیل تبعیض‌هایی که وجود دارد پسرها کم‌تر مورد انتقادات والدین و خصوصا مادر خود قرار می‌گیرند و اشتباهات آن‌ها نادیده گرفته می‌شود.

دختران معمولا بیش‌تر حس می‌کنند والدینشان آن‌ها را قبول ندارند و همین عامل باعث می‌شود روی کیفیت وظایفی که آن‌ها باید در آینده به عنوان مادر به دوش بکشند تاثیرگذار باشد. در صورتی که دختران بیش‌تر از مادران خود احساسات منفی دریافت کنند، این موضوع در آن‌ها به صورت باور در‌می‌آید و در آینده آن‌ها این طور تصور می‌کنند که نیاز به انتقاد شدن دارند.

بیش از یک پنجم مادران یا ۲۱٫۵ درصد از آن‌ها اعتراف کردند که در صورتی که پسر آن‌ها شیطنت به خرج بدهد آن را نادیده می‌گیرند، اما این موضوع در مورد دختران فقط ۱۷٫۸ درصد است.

مادران هم‌چنین بیش‌تر ویژگی‌های شخصیتی مثبت را به فرزند پسر خود نسبت می‌دهند و کم‌تر این کار را در مورد دختران خود می‌کند. نظرسنجی نشان می‌دهد نزدیک به ۴۸ درصد از مادران پسر خود را با عنوان «پسر مامان» خطاب می‌کنند، اما فقط ۳۵ درصد از دختران با عناوینی مانند “دختر بابا ” خطاب می‌شوند.

سیوبهان فریگارد بنیانگذار نت‌مامز در این باره گفت: من خودم به عنوان مادر دو پسر و یک دختر اعتراف می‌کنم که رفتار کردن با تمام فرزندان به طور برابر کار بسیار مشکلی است. اما این تحقیقات شاید بتواند هشداری به مادران باشد که متوجه باشند به طور ناخودآگاه رفتارهای بسیار تبعیض‌آمیزی بین پسران و دختران خود قائل می‌شوند.

در نهایت این سایت به مادران توصیه می‌کند توجه بیش‌تری به دختران خود داشته باشند. هر زمان که آن‌ها را درگیر یک مشکل دیدند سریعا برای کمک به آن‌ها شتاب نکنند و به آن‌ها زمان و فضا بدهند تا بتوانند مشکلات خود را حل کنند. به این ترتیب حس احترام به خود و استقلال در دختران بارور می‌شود و در آینده موفق‌تر خواهند بود.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 01:23 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

نتایج یک تحقیق دانشگاهی در تهران مشخص کرد که ۶۲ درصد زنان تهرانی در مقابل متلک‌های زننده سکوت می‌کنند.اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تحقیقی که به روش کمی و پرسش‌نامه در میان صدها زن جوان بین ۱۵ تا ۳۵ سال در مناطق شمالی و جنوبی شهر تهران انجام داده‌اند به این نتیجه رسیدند.
واکنش زنان نسبت به هر یک از انواع تعرض جالب‌توجه است. به طوریکه هرچه تعرض‌ها از حالت غیرفیزیکی خارج شده و به حالت فیزیکی نزدیک می‌شود عکس‌العمل‌ها نیز تند‌تر می‌شود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که ۷۲٫۵(هفتادودو ونیم) درصد در مقابل نگاه‌های معنادار، ۶۲٫۵ (شصت‌و‌دو و نیم) درصد در مقابل متلک‌های زننده و ۱۲٫۵(دوازده‌ و نیم) درصد از زنان در مقابل لمس اعضای بدن سکوت می‌کنند. همه این‌ها در حالی است که بیش از ۶۰ درصد از زنان سابقه نوعی تعرض جنسی را داشته‌اند که شامل نگاه‌های معنادار، متلک‌های زننده و لمس اعضای بدن است.
این تحقیق با بررسی مسائلی همچون منطقه مسکونی، مدت زمانی که فرد بیرون از منزل سپری می‌کند، تأهل، سن و میزان آگاهی دادن توسط والدین به این نتیجه رسیده است که دو متغیر محل سکونت و میزان آگاهی دادن توسط والدین به طور مستقیم و فزاینده بر میزان احساس امنیت تاثیر دارد، به‌طوریکه افرادی که در شمال شهر زندگی می‌کنند و افرادی که در دوران کودکی به آنها آگاهی لازم داده شده باشد احساس امنیت بیشتری می‌کنند. همچنین سن بانوان بر روی احساس امنیت آنها هیچ تاثیری ندارد. اما در خصوص تاهل باید به این نکته اشاره کرد که زنان متاهل بیش از دختران مجرد احساس امنیت دارند.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

۱- باهاش قراربذارید نرین سر قرار بعد با اون یکی دوست پسرتون از جلوش رد شید
۲- اگه تابستون بود بهش بگین که چقد بو عرق می ده
۳- با نامه عاشقونه ای که واستون نوشته موشک درست کنید

4- یه شب دعوتش کنید بیاد خونتون و بگین هیچ کس خونه نیست و خودتون برید خونه دوستتون

۵- وقتی از احساساتش باهاتون حرف می زنه خمیازه بکشید

۶- با کروات مورد علاقش دماغتونو پاک کنید

۷- آدامس جویده شدتون رو تو ماشینش جا بذارین(مناسب ترین مکان صندلی رانندست)

۸- کادویی که واستون خریده رو جلو چشاش به یکی دیگه کادو بدین

۹- روز ولنتاین رو فراموش کنید

۱۰- ازش بخواین با ماشینش برسونتتون سر قرار

۱۱- اگه لباس نو خریده بود بهش بگید اصلا رنگش بهش نمی یاد

۱۲- موقع گرفتن عکس یادگاری با دوست پسر مورد نظر واسش شاخ بذارین

۱۳- اگه کچله مرتب از مدل مو دوست پسر قبلیتون واسش تعریف کنید

۱۴- واسه شام دعوتش کنید رستوران بعد که صورت حسابتون بالا رفت به یه بهونه ای قهر کنید و بیاین بیرون

۱۵- موقع احوال پرسی با پسرای غریبه باهاشون سفت و محکم دست بدین

۱۶-طوری بوسش کنید که جای رز لبتون رو صورتش بمونه بعد بهش هیچی نگید بذارید همون شکلی بره تو خیابون(یا بره خونه)

۱۷- سر میر غذا از استفراغ چند روز پیشتون واسش تعریف کنید

۱۸- روز تولدش بهش سی دی آهنگ های جواد یساری رو کادو بدین

۱۹- به جشن تولدتون دعوتش نکنید

۲۰- اگه واستون کادوی گرون قیمتی خرید بگید:خودم یدونه ازش داشتم..ولی خوب خریدی دیگه..دستت درد نکنه

۲۱- وقتی باهاتون حرف می زنه بگید که چقد دهنش بو میده و چرا مسواک نمی زنه.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

تا اخرش بخون...

خانواده ای که از ازار یک بچه جن رنج میبرند

.

اینم یک داستان واقعی دیگه از یک خانواده قزوینی که ادعا دارند تمام بچه هاشون توسط یک دختر بچه از خانواده جنیان تسخیر شده که با دوست شدن باهاشون اسرار داره که بگه پدرشون دستای اونو سوزونده بهتره خودتون به ادامه مطلب برید و ببینید چی شده

ایا واقعا حقیقت دارد

اعضاى هشت نفره یک خانواده قزوینى ادعا مى کنند که از ۱۱ماه پیش یک بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسیله او از آنچه در آینده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان این خانواده پس از دوستى و آشنایى با این بچه جن دچار مشکلات شدید روحى و روانى شده اند.
� نخستین بار چه گذشت :
خانه در محله اى قدیمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه که روى داده مى گوید: ۱۱ماه پیش بود. پسر کوچکم که ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شدیدى شده و در ناحیه گردن تمام رگهایش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناکى با تمام ما درگیر شده بود.
وى گفت: از اینکه پسرم دچار جنون آنى شده ترسیده بودم ونمى دانستم چه کار کنم، هیجان او به اندازه اى بود که همه به او خیره شده بودیم تا اینکه او جلوى آینه رفت و در آن شروع به حرف زدن کرد.
وى گفت: بعد از آن کم کم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: این دختر دوست من است. ما هیچ کس را نمى دیدیم ولى او در آینه شروع به صحبت کردن با او که روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بودیم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در یک لحظه پارچ را برداشته و به دیوار کوبید و گفت: مامان! حواست کجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خیلى از این وضعیت احساس خطر کردم براى همین بود که همان روز پسرم را به نزد یک متخصص روانپزشکى بردم و مشکل را با آنان در میان گذاشتم ولى دکتر قرص آرامبخش براى او نوشت که هیچ تاثیرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى کرد.

*دومین جن زده
وى گفت: وضعیت پسرم همه اعضاى خانواده را پریشان کرده بود. همه نگران وضعیت او بودیم و مى ترسیدیم که مبادا بلایى سر او بیاید. در این میان دخترم که تازه نامزد کرده بود بیشتر از بقیه احساس نگرانى مى کرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم که پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشیند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
دخترم دیگر از خانه بیرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گریه مى کرد. فکر مى کردم به خاطر وضعیت برادرش به این روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجیبى از او سر زد او ناخن هایش را به شدت مى جوید و در زمانى که در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعیتى که پیش آمده بود گلایه مى کرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد که او ناراحت شود و سرانجام به توصیه من رفت و آمدش را به خانه ما کم کرد.
این پدر ادامه داد: دخترم در حرفهایش جسته و گریخته از دخترى حرف مى زد که ما قادر به دیدن او نبودیم. او کم کم دیگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد که به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تکان مى داد که انگار دارد موهاى کسى را شانه مى کند.
وى ادامه داد: چند روزى گذشت یک روز تشنج شدیدى به او دست داد و در یک لحظه به طرف من حمله کرد. از این رفتار دخترم تعجب کردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى که براى دوست من به وجود آمده است. سعى کردم او را آرام کنم. از او علت را پرسیدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.

*سومین جن زده
پدر مى گوید: پسر دیگرم هم بعد از مدت کوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد که ما او را نمى دیدیم. مى دانستیم که این پسرمان هم مثل آن دوتاى دیگر جن زده شده است.

*پیشگویى
مادر خانواده در حالى که ناراحت است مى گوید: در شرایطى بودیم که نمى دانستیم چه کنیم. شوهرم و من به هر درى مى زدیم به نتیجه نمى رسیدیم. یک روز دخترم را شروع به نصیحت کردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى که دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى که بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص دیگرى را داشته است و اصلاً به تو هیچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زیاد نگران دایى نباش. دایى دچار ناراحتى کلیه است و تا ۱۰ ماه دیگر مى میرد.
10 ماه بعد برادرم در بیمارستان جان سپرد. دیگر متوجه خطر جدى در نزدیک خودمان شده بودیم. هرکس آدرسى از پزشک، دعانویس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى بردیم. حتى گفتند زنى در شمال کشور امکان تسخیر اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا بردیم. خانه آن زن در روستایى دورافتاده بود. پیرزن بچه هایم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هایم را مى شنیدم، دیوانه شده بودم نمى توانستم تحمل کنم. شوهرم هم وضعیت بدترى از من داشت پیرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
وى گفت: پنج روز آنجا بودیم. بچه هایم آرامتر شده بودند. پیرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام این ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستیم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوین دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترک جن و واگویه ها وپیشگویى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار یا شام مى نشستیم مى دانستیم که دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى کرد در هوا مى چرخاند و به سوى کسى که کنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در یک لحظه ناپدید مى شد، بى آنکه ببینیم کسى قاشق را به دهان مى برد.
پسر کوچک خانواده که ۱۵ ساله است مى گوید: دوستم دخترى است کوچک. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم همیشه گریه مى کند و از پدرم ناراحت است.
*چرا؟
پسرک مى گوید: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و کشته است. پسرک بغض مى کند و مى گوید: او در کنار من مى نشیند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زیادى را به من مى دهد.

*چهارمین جن زده
خاله بچه ها که از شنیدن وضعیت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوین مى شود تا جویاى حال آنان شود ولى این زن بعد از چند روز اقامت در این خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همین حالات مى شود بر اثر پیش آمدن این حالات، همه از او فاصله مى گیرند و مشکلات زیادى براى او و خانواده اش پیش مى آید.

*کودکان جن زده محله
چند کودک و نوجوان که به نوعى از دوستان فرزندان این خانواده قزوینى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعیت همسایگان محله به هم ریخته است. یکى از این خانواده ها که ادعا مى کند فرزندش جن زده شده یک کوچه بالاتر و دیگرى چند کوچه آن سوتر ساکن است.
*بچه جن
تمام این کودکان در مورد دوست کوچک خود مى گویند: او دخترى کوچک است. کاملاً شبیه انسان است. دست هایش سوخته است. لباس تمیز ومرتبى بر تن دارد. او همیشه در حال گریه وزارى است. موهایش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى که در تمام فرزندانش مشاهده کرده است مى گوید: وقتى در لحظاتى بچه هایم ادعا مى کنند که دوست جن شان را مى بینند دست هایشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان کشیده شده، چشمان شان کاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.

*ادامه پیشگویى ها
بچه ها گاه و بى گاه از …، نبودن همسایه، آمدن میهمان، کتک و دعوا در محل کار خبر مى دهند. در حالى که این پیشگویى ها تاکنون کاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گریه مى گوید: نمى دانم چرا بچه هایم اینطورى شده اند. از این وضعیت ناراحت هستیم. آنها بعد از تشنج با تزریق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
متخصصان چه مى گویند؟
یک کارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشکلات روحى و روانى این افراد مى گوید: جن قابل لمس یا دیدن نیست. در احادیث و روایت اسلامى نیز به آن اشاره شده ولى به صورتى که این خانواده وبچه ها ادعا مى کنند نیست به احتمال قوى همه این افراد دچار ناراحتى روحى-روانى که زاده تخیل و تلقین است شده اند.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 07:50 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام …
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا … باشه
- مامان
- .. بعله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- … جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- …

***

- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ….
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- …
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو … جونت در بیاد



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 07:43 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

زنی در دادگاه خانواده گفت: با خواستگاری کردن از شوهرم سنت دیرینه‌ای را شکستم و همین امر باعث از هم پاشیدگی زندگیم شد.

به گزارش ایسنا، زنی با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق خود را ارایه کرد و گفت: چند سال پیش در یک موسسه خوشنویسی کارآموز بودم و همسرم استادم بود. به مرور زمان به همسرم علاقمند شدم و به خاطر شخص او به موسسه می‌رفتم. این علاقه به حدی بود که حتی یک روز ندیدن همسرم باعث ناراحتی‌ام می‌شد. ابتدا سعی کردم مساله را از خانواده‌ام پنهان کنم اما نتوانستم و موضوع را با پدر و مادرم درمیان گذاشتم.

وی در ادامه افزود: متاسفانه علاقه شدید به همسرم باعث شد سنت‌ها را زیر پا بگذارم و فکر خواستگاری از او در ذهنم نقش ببندد. پدر و مادرم با این مساله به شدت مخالفت کردند زیرا آنها آرزو داشتند یگانه فرزندشان با تشکیلات بهتری روانه خانه بخت شود اما من هیچ کدام از این حرف‌ها را نمی‌شنیدم و فقط به هدفم فکر می‌کردم و نصیحت‌های پدرانه و مادرانه راه به جایی نبرد.

این زن جوان اظهارکرد: تا اینکه یک روز تصمیم خود را گرفتم که از همسرم خواستگاری کنم. آن روز وقتی از همسرم خواستگاری کردم او ابتدا باور نکرد اما وقتی جدی بودن صحبت‌های من را دید از من خواست تا در این باره فکر کند.

مرد که در دادگاه حضور داشت در ادامه اظهارات همسرش گفت: وقتی همسرم خواسته‌اش را با من در میان گذاشت ابتدا باور کردنش برایم سخت بود اما وقتی دقیق به مساله فکر کردم متوجه صادق و سادگی همسرم شدم و آن زمان به نظر من کار اشتباهی انجام نداده بود و پنج روز بعد به همسرم پاسخ مثبت دادم و مراسم تشریفاتی ازدواج‌مان به زودی شروع شد.

وی عنوان کرد: ابتدا از این امر خشنود بودم که همسری ساده دارم که احساساتش را خیلی راحت بیان کرد و زندگی خوبی داشتم اما بعد از گذشت مدتی زمزمه‌های اطرافیان گوش مرا پر کرد. از پدر و مادر خودم شروع و به دوست و آشنا ختم شد. سر کوچکترین مساله دعوا می‌کردیم و خیلی از حرمت‌ها از بین رفت.

زن جوان با بیان اینکه خودم متوجه اشتباهم شدم و دیگر نمی‌توانم این زندگی را که بیشتر شبیه به جهنم است، تحمل کنم، گفت: از طرف خانواده همسرم خیلی تحت فشار بودم اما تحمل کردم ولی زمانی که حرف‌های آنها به توهین تبدیل شد دیگر نتوانستم تحمل کنم زیرا خود به این اشتباهم پی بردم. من آن زمان فقط احساسات پاک خود را می‌دیدم و متوجه حرف‌ها و نصیحت‌های خانواده‌ام نبودم. اکنون دیگر حاضر به ادامه زندگی با همسرم نیستم زیرا او خودش خواهان خراب شدن زندگیمان بود.

مرد بعد از شنیدن اظهارات همسرش افزود: من هم دیگر نمی‌توانم با این وضع به زندگی ادامه دهم زیرا حرمت‌ها بین ما از بین رفته است.

قاضی جلسه بعد از شنیدن اظهارات طرفین ابتدا آنها را به ادامه زندگی مشترک دعوت کرد، ولی با رضایت ندادن زوجین به این امر حکم طلاق را صادر کرد.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 07:38 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

پیشنهاد چاپ «برج میلاد» بر روی اسکناس


مدیرعامل برج میلاد تهران در دیدار با دبیرکل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، چاپ تصویر برج میلاد روی اسکناس و مسکوکات را پیشنهاد کرد.

به گزارش ایسنا، رحیم مطهرنژاد ـ مدیرعامل شرکت برج میلاد تهران ـ به همراه سید محمود احمدی ـ دبیر کل بانک مرکزی ـ به بازدید از بخش‌های مختلف برج میلاد تهران پرداختند.

در این دیدار مدیرعامل برج میلاد تهران پیشنهاد کرد که برج میلاد به عنوان چهارمین برج بلند مخابراتی دنیا و همچنین به عنوان اثری ملی و فاخر، روی اسکناس‌ها و مسکوکات ایرانی چاپ و ضرب شود تا از این طریق تصویر برج میلاد تهران در ذهن همه مردم ایران و همچنین مردم کشورهایی که پول ایرانی تبادل می‌کنند، ثبت شود.

لازم به ذکر است که پیشنهاد اولیه این موضوع سه ماه پیش از سوی مدیرعامل برج میلاد تهران به محمود بهمنی ـ مدیرکل بانک مرکزی ـ ارائه شد که وی نیز از این طرح استقبال کرد و به گفته مطهرنژاد دیدار و بازدید دبیرکل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای ارائه همین پیشنهاد به دکتر بهمنی بود

    منبع سایت روی عکس.



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 07:17 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
وصیت جالب و خواندنی یک جوان امروزی ایرانی !!
وصیت میکنم بعد مرگم….

از بوی گلاب بدم می آید، همون آب معدنی کفایت می کند، نگید این رانی هلو دوست داشت، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه خوب
آقایون فامیل، به خاطر من سه متر ریش نزارید

خانوم های فامیل، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد! مردم، گناه که نکردم!

… … … مراسم ختم من آخوند هم نیارید واسه فامیل، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه!!!
یه دوست دخترم نداریم که بگیم: خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟!
توی درایو E عکس دارم، خوراک اعلامیه، عکس پرسنلی نزاریداا، اونا جلب ترحم نمی کنه!
بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر! یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده!!!
روی خرما ها پودر نارگیل نریزید، هم شکلش خز میشه، هم بدمزه میشه! همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده!
شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!
پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه؟ ترافیکه!
فیس بوکم رو بلاک نکنید، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه



تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 07:13 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دنـیــایی را تصـور کـنید کـه در آن هـمــه ی افراد مجرد روی پـیـشانیـشان نوشته می شد و روی پیشانی افراد متاهل نیز وضعیتشان را می نوشتند.آیا به نظرتان زندگی اینطور شـادتر نبود؟ مسلماً با این کار پیچیدگی زندگی کمتر میشد، مخـصوصـاً بـرای آن افرادی که پیوسته دنبال شخصی هستند تا به اندازه ی خودشـان مشـتاق برای ادامه رابطه باشد.
بله، اینطـوری انتخاب ها در زندگی بسیار آسان تر میشد.اما حال که دنیا اینطوری نیست، ما باید با این واقعیت روبه
رو شـویـم. ایــنکه بدانیم سمت چه کسی برویم که دست رد بـه سیـنـه مـان نـزنـد کـار دشـواری اســت، امـا باید یاد بگیریم….

کمی روی تکنیک های انتخاب همسر خودتان بیشتر دقت
کنید و حرکاتتان را مرور کنید. من به شما کمک می کنم که بتوانید افراد مجرد را از متاهل تشخیص داده و بفهمید چه زمان یک شخص آمادگی لازم را برای برقراری رابطه دارد.

چه کسی آمادگی لازم را دارد؟
متاسفانه ما در دنیایی زندگی نمی کنیم که مجرد یا متاهل بودن افراد روی پیشانی هایشان حک شده باشد. تشخیص مجرد یا متاهل بودن بسیار دشوار و نیازمند زمان است و با یک دیدار قطعی نمی شود.

به خاطر داشته باشید که یک راه معین برای تشخیص این مسئله وجود ندارد. شما باید از ترفندها و راه های زیادی در این زمینه کمک بگیرید.

حالات ظاهری زنان مجرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به اطراف نگاه می کند: در مهمانی ها و کلوب ها زنان متاهل معمولاً علاقه ای به اینطرف و آنطرف نگاه کردن نداشته و به دنبال همراهی برای خود نمی گردند. اما دخترهای مجرد پیوسته مشغول نگاه کردن به اطراف در جستجوی مردی برای همراهی هستند.

به شما نگاه می کند و لبخند می زند: نگاه کردن معمولاً جزء اولین علائم علاقه است. و اگر می بینید که زنی شما را عمیقاً نگاه می کند و لبخندی روی لبانش است، به این معنی است که دوست دارد شما را هم امتحان کند. پس جلو بروید.

با مردها در مهمانی صحبت می کند: اگر می بینید که زنی با مردها در فاصله های مختلف صحبت می کند، نشاندهنده ی این است که طالب گفتگو است. جلو رفته و سر صحبت را باز کنید تا بیشتر در مورد او بفهمید.

با سایر زوج ها با ناراحتی نگاه می کند: اگر از دور مشغول نگاه کردن به او هستید و می بینید که با ناراحتی به سایر زوج ها نگاه می کند، احتمالاً یاد زمان هایی افتاده است که خود نیز کسی را در کنارش برای همراهی داشته است. اینجاست که شما باید وارد عمل شوید.

حرکاتش به خوبی بیان می کند که مجرد است: زبان جسمانی یک فرد خیلی چیزها می تواند در مورد او بازگو کند. مطمئناً اگر زنی متاهل باشد موهای خود را افشان نمی کند و اینقدر به سادگی سمت مردها نمی رود. اگر اینقدر شجاعت دارید که به او نزدیک شوید، جلو رفته و ببینید که زبان جسمانی او چه می گوید:

کسی که به صندلی تکیه داده و دست به سینه نشسته است: “جلو نیا وگرنه با پاشنه ی کفشم می کوبم توی صورتت.”
کسی که به آرامی بازو و پایش را لمس می کند: ” بیا با هم صحبت کنیم.”
زیاد صحبت میکند: اگر مثلاً با یکی از زنان همکارتان شروع به صحبت می کنید، و در یکی از این گفتگوها به شما می گوید که سگی به اسم جولی دارد، آشپزی زیاد می کند، هر هفته به باشگاه می رود، و به کلاس های هنری نیز می رود به این معنی است که مجرد است و همه ی این کارها را برای مشغول نگاه داشتن خود انجام می دهد.

معمولاً با دخترها برای گردش بیرون می رود: زنان متاهل اگرچه با دوستان دحترشان هم بیرون می روند اما وقت زیادی را هم برای بیرون رفتن با مردشان صرف می کنند. اگر می بینید که زنی فقط و فقط با دخترها بیرون می رود نشان دهنده این است که مردی برای بیرون رفتن با خود ندارد.

با سایر مردها می رقصد: اگر می بینید که زنی در یک میهمانی با مردهای متعدد و مختلفی می رقصد (و می دانید که با یک گروه دختر به آن مهمانی آمده است) می تواند نشاندهنده ی این باشد که با مردی رابطه ندارد و در صدد برقراری ارتباط و شروع یک رابطه است.

رفتاری بسیار دوستانه دارد: تجربه نشان می دهد که زنان متاهل در مقایسه با زنان مجرد رفتاری کمتر دوستانه با سایر مردها دارند. وقتی می بینید که زنی با همه مردها بسیار دوستانه و مهربانانه برخورد می کند، احتمال این وجود دارد که مجرد باشد.

خودتان بفهمید…
ـــــــــــــــــــــــــ
اگر فرد خاصی را در ذهن خود دارید، لزومی ندارد که همه ی این نکات را تند تند در مورد او امتحان کنید تا بفهمید که مجرد است یا خیر. می توانید این مسئله را خودتان به راحتی با نزدیک شدن به او و درخواست شماره تلفنش متوجه شوید. ممکن است بگوید که دوست پسر دارد، اما شما باید تلاشتان را بکنید.

اگر چنین چیزی گفت می توانید از او بپرسید که دوست پسرش چطور به او اجازه می دهد که تنها بیرون برود و با عکس العمل او می توانید پی به راست یا دروغ بودن حرفش ببرید.

در مواجه با یکی از همکاران این کار سختی است. چون نمی توانید مستقیماً جلو رفته و بپرسید دوست پسر دارد یا نه. برای چنین افرادی می توانید از همان راه هایی که قبلاً ذکر شد استفاده کرده و از حرکاتش پی به قضیه ببرید.

پس اگر دیدید که همه ی علائم در مورد او نشاندهنده ی این بود که مجرد است، همه علاقه و اشتیاق و توان خود را جمع کرده و به سمتش بروید. اگر شما را رد کرد، ناراحت نشوید و فکر کنید که متاهل بوده است. زنان دیگری هم برای انتخاب کردن هستند.



تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 03:42 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

داستان شیطان بازنشست شد !!

امروز ظهر شیطان را دیدم ! …

امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…

به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

                             منبع سایت روی عکس.



تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 03:28 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.
قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .
زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : “متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر آن را میگیرد.
زن گفت :…

اشکال ندارد !
زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود !
قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد ؟
زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند !
بنابراین اجی مجی ……. و او زیباترین زن جهان شد !
برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !
قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او ۱۰ برابر از تو ثروتمندتر می شود.
زن گفت اشکالی ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است …
بنابراین اجی مجی ……. و او ثروتمندترین زن جهان شد !
سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :
من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم…!!!



تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

داستان بندگی ما و خدایی خدا,عاشقی خدا و نامردی ما

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری




تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
 
مهریه!همین یک کلمه خانواده های زیادی را درگیر کرده است چه کسانی که قصد ازدواج دارند چه کسانی که چانه زنی های باقی مانده را سرانجام داده و چه خانواده هایی که زندگی مشترک را آغاز کرده اند.اما گذشته از مهریه های سنگین گاهی با مهریه های عجیب و غریبی روبرو می شویم که به قدری شگفت انگیزند که حتی نمی شود آنها را باور کرد مهریه هایی که اگر به دادگاه و شکایت نرسند شاید هیچ وقت از آنها خبردار نشوید. با این حال کسانی که برای ازدواج به سراغ اینگونه مهریه ها میروند هزارو یک دلیل دارند گاهی ترس از آینده و گاهی علاقه ی شخصی!ده کیلو بال مگس، حفظ کردن تمام دیوان حافظ یا کل شاهنامه فردوسی، سفر به ۱۲۰ کشور دنیا، ۱۰ هزار لیتر بنزین، ۱۰ رأس آهوی وحشی، چندین کیلو پوست پیاز و دست و پا یا قلب آقای داماد، از جمله این مهریه‌های عجیب و غریب است. اما مهریه عجیب تر از اینها که چند روز پیش شنیدم قلب مادرشوهر بود که مهریه دختری شد که پسر از روی شور جوانی عاشق دختری شد و به هر نحو خانواده اش را راضی کرد و خانواده دختر خام بودن و جوان بودن داماد را بهانه و ضمانت بیشتری طلب نمودند ، عروس هم که سکه های زیاد هم جوابگویش نبود ، این بار به جای مهریه قلب مادر شوهر را طلب کرد! اما آیا ثبت اینگونه مهریه ها قانونی است؟ مواد ۱۰۷۸تا ۱۰۸۲قانون مدنی موادی است درخصوص مهریه و شرایط آن.اما این شرایط چیست؟

الف: مهریه مالیت داشته باشد

داراى ارزش اقتصادى و قابل خرید و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دریا یا هوا (مگر هوا در زیر آب ) را مهر قرار داد.

ب: قابل تملیک باشد

قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملیک او قرار بدهد. براى مثال مشترکات عمومى مانند بوستان هاى عمومى یا فضاى سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملیک به وسیله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالى که متعلق به غیر یا دیگرى است، یا مالى که به دلیل بدهى به دیگرى در توقیف است (از طریق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد. بنابراین مالى که مهر قرار داده مى شود باید مالک آن شوهر باشد ولى ملک دیگرى را هم با اجازه و اذن مالک مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد.

ج : معلوم باشد

معلوم بودن مهر این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سى کیلو گندم و در بعضى موارد نیز وصف شىء از طریق حواس حاصل مى شود: مانند بوى عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشى و از اینگونه اشیا.

هرگاه مهر، عین معین باشد مى بایستى هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی.)

مهریه

د: معین باشد:

مهر باید طورى معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکى از دو خانه یا یکى از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزى به عنوان مهر تعیین مى شود.

ه: داراى منفعت عقلایى و مشروع باشد

مهر باید منفعت عقلایى و مشروع داشته باشد، چیزى که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى یا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد.

مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب یا چیزهایى که مالکیت آن براى مسلمانان مشروع نیست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنین مهرى باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد

شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دریا غرق شده یا در جاى نامعینى پنهان است و قابل دسترسى نیست، نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایى، یا با کمک دیگران بتواند آن را تحصیل کند وبه دست آورد.

براساس شرایط گفته شده درخصوص مهریه از جمله ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی که مهریه باید مالیت داشته باشد بنابراین مهریه های عجیب چون ارزش مالی ندارند قانونی نیستند و در دفاتر اسناد رسمی نباید به ثبت برسندو ثبت ایگونه مهریه ها غیر قانونی است وعاقد وظیفه دارد در موردی که مهریه غیرمتعارف باشد آن را ثبت نکند.

به هر رو تجربه نشان داده است مهریه های سنگین و عجیب و غریب که دختران گاه با تصویر محکم کردن پایه های زندگی شان تعیین می کنند، هیچ تاثیری در دوام زندگی مشترکشان ندارد و اگر پای اختلاف و ناسازگاری پیش بیاید، تمام سکه های دنیا هم نمی توانند باعث ادامه زندگی مشترک شوند و تعیین چنین مهریه هایی جز نتیجه یک هیجان آنی که با مرور زمان رو به خاموشی می رود، دلیل دیگری ندارد.همچنین این مهریه‌ها نه تنها تضمینی برای دوام زندگی نیست بلکه در بیشتر موارد نتیجه عکس نیز دارند. چرا که وقتی یک زندگی‌‌ بر پایه اندیشه‌های احساسی و هنجارشکن بنا شود؛ از همین رو نیز ضربه خورده و در نهایت از هم پاشیده خواهد شد.



تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات


شاکی پرونده سلام ، درسته من متهمم
حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم
چه ذوقی کردم ، شنیدم گفتی شکایت می کنی
اما دلم گرفت که گفتی ، منو اذیت می کنی
من تو رو اذیت می کنم ؟، منی که می میرم برات
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات
تو حکم من نوشته بود ، طبق مواد یک و بیست
تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست
معلومه عاقلانه نیست ، عاشق که عاقل نمی شه
ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه
شاکی محترم ، گلم ، بگو که زندونیم کنن
بگو پیش پای چشات ، یک شبه قربونیم کنن
بگو به افتخار تو ، بیان منو دار بزنن
علت دیوونگیمو ، تو کوچه ها جار بزنن
بگو که از رو قصمون کلی لالایی بسازن
عکسای زیبا رو ولی اینجا و اونجا ، نندازن
آخه حسودی می کنن، بفهمن این راز و همه
فردا تقلب کنن از جنون این متهمه
دوس ندارم زیبای من از هر کسی شاکی باشه
متهم اون نباید تو کره ی خاکی باشه
شاکی من ، قانون می گه : به هر کی رو کنه جنون
چون قانونو نمی شناسه ، دیگه نه تنبیه و نه اون
متهمت ، اما می خواس ، شامل این بندا نشه
به خاطر همین داره ، بارای عقلو می کشه
نشسته تنها ، این گوشه ، بدون حامی و وکیل
کلی خوشش اومده از عشق تو وجرم و دلیل
خوب می دونه اگه وکیل ببنده این پرونده رو
می چینه از لبای تو گلای سرخ خنده رو
درسته که عاشقتم ، اما مگه من دیوونم
خنده رو از تو بگیرم ، که بی چشات نمی تونم
خلاصه که شاکی ماه ، صاحب پرونده ی من
خاطره ی گذشته هام ، مالک اینده ی من
متهمت قصدی نداشت ، عاشقیشو به دل نگیر
فقط اونو قبول بکن ، به چشم مجرمی اسیر
اینجا وکیلی نمی یاد که بگه من جنون دارم
چون اگه آزادم کنن ، باز سرتو درد می یارم
شاکی نازنین من ، مزاحمت شدم ، ببخش
مثل تمام لحظه ها ، بتاب و آروم بدرخش
متهمت قول می ده که دیگه به تو نامه نده
درسته دیوونس ولی موندن رو قول بده
فک نکنی نامه ی من شده مثل دفاعیه
شاکی گل ، نشون ندی این مدرک و به قاضیه
نشون بدی اونم می گه به خاطر درد جنون
متهمت گناه داره ، بگذر از اتهام اون
ولی تو این کار و نکن ، می خوام اسیری بکشم
تابلوی چشمای تو رو ناز و کویری بکشم
فدای چشمات که تو نور ، هزار و صد رنگ می شه
زرد پاییزی می پوشی ، چشات چه خوش رنگ می شه
راحت شدی از دست من با شعر و عشق و التماس
نمی گم اما ، نمی یام ، بیرون از این رخت و لباس
به شاکی مثل گلم ، از منی که متهمم
زیبا جون اشکال نداره ، امضا کنم که مریمم ؟
مریم دیوونه ی تو ، یازده آبان و یه روز
جرم من افتخارمه ، به قاضیم می گم هنوز
یادت باشه لحظه ی صدور حکم ، تو محکمه
دلت نسوزه ، نگذری از تقصیر متهمه
شاکی هیچ کس نشو ، فقط اینو ازت می خوام
فدای شکی گل و جرم جنون و اتهام
الهی دروازه ی بخت ، به روت همیشه وا بشه
دست به خکستر بزنی ، الهی که طلا بشه
متهم هر چی ردیف ، ردیف پنج و دو و سه
نمی ذارم تو عاشقی ، کسی به گردم برسه



تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 02:45 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات



ههههههههههههههههههه



تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
در زخم زبان ، فوق تخصص دارد

یکریز ، کنایه بر سرت می بارد

او جز خود احمقش ، کسی دیگر را

یک آدم ساده هم نمی پندارد

* * * *

انگار که از دماغ فیل افتاده است

یا از شکم کروکودیل افتاده است

اما ورم قوزک پایش گوید

از روی درخت نارگیل افتاده است.

* * * *

او از همه شکوه و شکایت دارد

از دست خودش فقط رضایت دارد

در گوشه خانه می نشیند تنها

چون جغد به تک نشینی عادت دارد

* * * *

ساعتی از ته دل می نالید

که بسی زنگ زدم در عالم

خواب سنگین چه فراوان دیدم

اهل بیدار شدن اما کم

برگرفته از طنز سروده های عمو مصطفی



تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دوره های ضروری ویژه آقایان ! (طنز)

مجله یکشنبه: توجه: به دلیل پیچیدگی و مشکل بودن موضوعات، برای هر کلاس بیش از 8 نفر ثبت نام نمی شود

کلاس 1

چگونه جایخی را پر می کنند؟

برگزاری به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید.

کلاس 2

آیا دستمال توالت خود به خود عوض می شود؟

برگزاری به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس 3

مسوولیت پذیری در قبال بردن یا نبردن کیسه زباله؟

برگزاری به صورت کار عملی و گروهی

کلاس 4

تفاوت های بنیادی بین سبد لباس های کثیف و کف زمین

برگزاری به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلی

کلاس 5

آیا ظرف های غذا می توانند خودشان پرواز کنند و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟

برگزاری به صورت نمایش ویدیویی

کلاس 6

گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت

برگزاری به صورت کارگاه آموزشی همراه با گروه های پشتیبان

کلاس 7

یادگیری چگونگی پیداکردن چیزها... ابتدا نگاه کردن به سر جایش و بعد زیر و روکردن خانه

برگزاری به صورت بحث آزاد

کلاس 8

حفظ سلامتی... گل آوردن برای همسر سلامتی شما را به خاطر نمی اندازد

برگزاری به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتی زمان: سه شنبه، یک شنبه، سه شنبه و پنج شنبه از ساعت 19 تا 21

کلاس 9

مرد واقعی هنگامی که راه را گم کرد از یک نفر سوال می کند

برگزاری به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس 10

آیا از لحاظ ژنتیکی غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین توسط همسرتان ساکت بنشینید؟

برگزاری به صورت شبیه سازی کامپیوتری

کلاس 11

تفاوت های بنیادی بین مادر و همسر

برگزاری به صورت آنلاین و نقش بازی کردن

کلاس 12

حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر

برگزاری به صورت تمرینات مدیتیشن و روش های تنفسی

کلاس 13

مبارزه با فراموشی... به یادآوردن روز تولد، سالگردها و سایر تاریخ های مهم

برگزاری به صورت جلسات شوک درمانی

کلاس 14

اجاق گاز چیست و چگونه استفاده می شود؟

برگزاری به صورت نمایش زنده
 



تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

غضنفر:برو یه نوشیدنی واسم بگیر
پسرش:كولا یا پپسی
غضنفر:كولا
... پسرش:دایت یا عادی
غضنفر:دایت
... پسرش:قوطی یا شیشة
غضنفر:قوطی
پسرش:كوچك یا بزرگ
غضنفر:اصلا نمیخام واسم اب بیار
پسرش:معدنی یا لوله كشی
غضنفر: اب معدنی
پسرش:سرد یا گرم
غضنفر:میزنمتا
پسرش:با چوب یا دمپای
غضنفر:حیوون
پسرش:خر یا سك
غضنفر:گمشو از جلو چشام
پسرش: پیاده یا با دو
غضنفر:با هر جی برو فقط نبینمت
پسرش:باهام میای یا تنها برم
غضنفر:میام میكوشمت ا
پسرش: با چاقو یا ساطور
غضنفر:ساطور
پسرش:قربانیم میكنی یا تیكه تیكه
غضنفر:خدا لعنتت كنه قلبم وایساد
پسرش: ببرمت دكتر یا دكترو بیارم اینجا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
غضنفر مُرد!



تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

 

 

مطالب خنده دار

 

آهای حاجی پاشو چه وقت خوابه

پاشو دیگه وقت حساب کتابه

هو، نگو این کیه که آزار داره

پاشو ببین کفن با هات کار داره!

چه هیکلی زدی به هم، آفرین

چش نخوری، قد و برم آفرین
بی‏خودی زور نزن دیگه تو مُردی

چن ساعتی می‏شه که جون سپردی
حالا دیگه وقت حساب کتابه

داد نزنی مُرده ی زیری خوابه

مُرده‏ی زیری آدمی خلافه
تیزی باهاش دَفنه تو غلافه
قاط بزنه تیزی رو وَر می‏داره

می‏زنه و بابا تو در میاره
یادت میاد چه روزگاری داشتی

چه اسکناسا که روهم می‏ذاشتی؟
هی اسکناس می‏ذاشتی رو اسکناس
اونم با پول رشوه و اختلاس
می‏گفتی یک وعده غذا کافیه

 

مطالب خنده دار

 

صرف غذا باعث علافیه!

می‏گفتی یک آدم با کیاست

باید کُنه تو زندگی قناعت

لباس ده سال پیشت تنت بود

هم تن تو هم تن اون زنت بود

بعد شعار ضد صهونیستی

سر می‏دادی شعار ساده زیستی!

می‏گفتی آدمی که ساده زیسته

نمره زندگیش همیشه بیسته

لباس وصله‏دار تنت می‏کردی

هزار تا نفرین به زنت می‏کردی

می‏گفتی روسری برات خریدم

نمی‏دونی چه زحمتی کشیدم

فقط یادت باشه به هر بهونه

باید هف هش سالی سرت بمونه

عروسی و عزا سرت کن خانوم

خلاصه هر کجا سرت کن خانوم

زیاد نشورش یهو رنگش می‏ره

رنگ گل سرخ و قشنگش می‏ره

هَف هَش سالی با روسریت صفا کن

تو این هف هش سال حاجیتو دعا کن

الگوی مصرف که نداشتی حاجی

هر چی که داشتی جا گذاشتی حاجی

خیال نکن دنیا هنوز همونه

پشت سرت نفرین این و اونه

تو شیشه کردی خون هر فقیرو

چقد بیچوندی مردم اسیرو
خیال نمی‏کردی یه ذره هیچم
یروز منم دور تنت بپیچم!
مصرف کارای بدت زیاد بود
خیلی کارات قابل انتقاد بود
یادت میاد همسایه‏تون نون نداشت

 

مطالب خنده دار

 

حتی پول دوا و درمون نداشت؟
یادت میاد گفتی به من چه ول کن
این آدما رو زنده زنده گِل کن؟
ببین همون همسایه صبورت

خاک داره با بیل می ریزه تو گورت!

یکی نبود بهت بگه که بسه

خدا همیشه جای حق نشسته؟

یادت نبود فشار قبری هم هس

خورشید حقی پشت ابری هم هس؟

هیچکی بهت نگفت فلانی مُرده؟

نکیر و منکر به گوشت نخورده؟

نکیر و منکر دوتا بی‏گناهن

پیام دادن دارن میان، تو راهن!

اهل مزاح و رشوه خواری نیستن

اونجوری که تو دوس داری نیستن

تو مَرد نیستی تو شبیه مَردی

چرا که اصلاً کار خوب نکردی

کاری که اینجا دستتو بگیره

البته این حرفا واسه تو دیره!

اونقدِ حرص مال دنیا خوردی

تا آخرش سکته زدی و مُردی

کاش واسه پول دلت پُر از غم نبود

مصرف انسانیتت کم نبود

 



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دانشجو

 

ترم اول(ترم جو گیری):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده - تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم.

 

دانشجو

 

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.

الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو.

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....


 

دانشجو

 

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی 

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

 



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
 

خنده دار

این مطلب فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد.

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!

 

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!

 

ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!

 

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!

 

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده !!!!!

 

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن!!!!!!

 

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و شعر نگن!!!!

 

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!

 

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!

 

ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!

 

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!

 

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!

 

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

هنگام بروززلزله‌ای شدیدچه كارهایی باید انجام داد؟

 



كارهایی كه خود مردم باید هنگام وقوع زلزله انجام دهند:
• توكل به خدا و دعای عاجزانه، قرار گرفتن رو به قبله و خواندن شهادتین! (اگه بدونید تو اون لحظه خوندن شهادتین چه لذتی داره!)

• تهیه و همراه داشتن انواع سلاح‌های سرد و گرم جهت جلوگیری از فرصت طلبی ساكنان شهرهای همجوار و حتی شما دوست عزیز!

• رساندن خود به یک فضای باز در صورت وجود!
• گوش دادن به شایعات از بدو شروع زلزله! (چون معمولاً واقعیات در ابتدا به صورت شایعات به گوشتان خواهد رسید!)
• رساندن خود به زیر زمین منزل حتی در برج‌های صد طبقه!
• رفتن به بالای درخت در صورت پیدا نکردن مکان مناسب‌تر!

 

هنگام بروززلزله‌ای شدیدچه كارهایی باید انجام داد؟

 

• حلالیت طلبیدن از دوستان و آشنایان و همكاران و خلاصه همه رفتگان و نرفتگان در هنگام زلزله!
• به یاد آوردن این جمله معروف بساز بفروشان عزیز : "دنبال نازکی ساختمان باش و کلفتی نان!"
• حفظ خونسردی حتی در صورت فوت کردن! (در صورت زنده ماندن بهتر است منتظر کسی نمانید، چون کس دیگری زنده نمی‌ماند که بخواهد به شما کمکی بکند. در نتیجه بروید و پشت سرتان را هم نگاه نکنید!)
البته از من می‌شنوید بهتر است خودتان را همان‌جا راحت كنید و گرنه اگر زنده بمانید ممكن است از آتش سوزی بمیرید یا از برق گرفتگی، شاید هم در چاه بیفتید یا در دعواهایی که سر وسایل منزل شهروندان اتفاق می‌افتد، لت و پار شوید یا از گرسنگی تلف ‌شوید یا در بیمارستانِ بدون دارو، پرستار و دكتر جان به جان آفرین تسلیم كنید و خیلی اتفاق‌های دیگر. پس بهتر است به همان چیزی كه در ابتدا گفتم عمل كنید!

 

 

هنگام بروززلزله‌ای شدیدچه كارهایی باید انجام داد؟

 

كارهایی كه مسئولان باید بعد از وقوع زلزله انجام دهند:

• بایدجلوی مردمی را كه برای كمك به صاحبخانه‌ها جهت جمع آوری وسایل با ارزش به منطقه قدم رنجه می‌كنند را بگیرند!

• بایدبه طور موقت هم كه شده از ارسال پارازیت روی سیستم‌های ماهواره‌ای ومخابراتی جلوگیری كنند تا لااقل اگر كسی زیر آوار ماند از عوارض پارازیت نمیرد!

• باید حداقل هفت بهشت زهرای جدید تأسیس شود!

• باید تعداد زیادی نعش كش جهت انتقال شهروندان به بهشت زهراهای جدید الاحداث، مهیا شود!

• باید تعداد زیادی دستشویی سیار را پس از زلزله برای جلوگیری از آلودگی بیشتر تعبیه کنند!

• باید به برگزاری مجدد همایش‌ها،جشنواره‌ها،سمینارها،جلسات و ... در رابطه باراهكارهای جلوگیری از زلزله به صرف نهار و شام اقدام کنند!

• باید امداد رسانی به وسیله هلیكوپترهای امداد (نه ببخشید ، بالگرد ، نه ببخشید، چرخبال، نه ببخشید ، گردچرخ!) را برای افراد خاص با خون رنگی‌تر در نظر بگیرند!

• بایدصداوسیمابه جای تبلیغات چیپس وپفک خود درشبکه ملی به پخش آموزش راهکارهای قبل از زلزله بپردازد!



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

 

شوهرشناسی سنتی ومردن - طنز بسیار جالب!

 

این مقاله فقط جنبه سرگرمی دارد.

شوهرشناسی سنتی

اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید،از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید.

اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است

اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل.

اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند یک تنه از پس چند زن بر بیاید!!!

مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!

اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید!

او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!


زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن)
اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید.

مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!

آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید.از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد.

اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید،مگر شما منتظر اجازه او بودید؟! خوب بروید. تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین.

اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست.

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و... را به او آموزش دهید! هرچند آقایون همه بلد هستن.

اگر شوهر شما فمینیست نیست، زن ذلیل که هست.

اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باش. ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید.

اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه

 

نتیجه گیری اخلاقی:
زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند.


زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند. چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!


هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه.



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

داستان سیندرلا(طنز)ایرانی


یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بدون پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .

سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت :سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود .

القصه ، یه روز پسر پادشاه که خوشی زیر دلش زده بود ، تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم

مامانش : بعله پسر دلبندم

شاهزاده : من زن می خوام

مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟

شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم

مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟

شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم

مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم .

خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ،

شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟

                                                      ادامه مطلب و برو ...خیلی جالبه



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:57 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

§ اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش ناجور داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده‌ای جوابش را نده.

 

§ اگر دختری را دیدی که خیلی خوش‌اندام بود پیش از هر چیز مطمئن شو که قهرمان تکواندو نباشد.

 

§ پیش از آنکه توی خیابان پس گردن دوستت بکوبی و فحش‌های رکیک به او بدهی مطمئن شو خودش است.

 

§ وقتی مهمان داری اول مطمئن شو ماهواره روی چه کانالی است بعد آن را روشن کن !

 

§ دختر همسایه که می‌گوید «تشریف میارین تو» شاید پدرش با تو کار دارد !

 

§ مستراحی که سنگش خیلی دور از در است و دراش هم قفل نمی‌شود خطرناک‌ترین جای دنیا است.

 

§ توی مستراحی و در که می‌زنند نباید بگویی «بفرمایید!».

 

§ اینکه صدای دوستت شبیه پدرش باشد طبیعی است پس تا مطمئن نشندی نگو «چطوری خره؟!»

 

§ دستت را که بالای آکواریوم می‌بری و ماهی‌ها بالا می‌آیند الزامن به این معنی نیست که تو را می‌شناسند یا دوستت دارند؛ بسیاری از ماهی‌ها گوشت‌خوارند!

 

§ بعد از سالیان که با رفیق‌ات توی رستوران قرار گذاشته‌ای اگر دختری دیدی که از در تو آمد یکهو نگو «جووون، عجب چیزی‌یه» چون شاید بیاید و سر میز شما بنشیند و رفیق‌ات که کبود شده معرفی‌اش کند «نامزدم!»

 

§ اگر دوست نابینایی داری توی خیابان که به او می‌رسی پیش از هر چیز به او بگو که مادرت همراه تو است.

 

§ همه‌ی ژل‌ها، ژل مو نیستند عزیزم!

 

§ با هر تیغی که توی حمام بود صورتت را اصلاح نکن.

 

§ وقتی با زنت لب ساحل قدم می‌زنی و زیرلب می‌خوانی «خوشگل زیاد پیدا می‌شه تو دنیا» باقی‌اش را هم بخوان گیج‌خان.



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:54 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات


baba maman کارایی مامان و بابا توی خونه



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

dametgarm ir 7 طنز : شغل افراد از زبان ما

طلافروش: اوضاع سکه و ارز چه جوریاست؟

*

نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو بات بگم کتابش کنی.

*

پزشک عمومی: میتونی برای سه شنبه که بچم نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟

*

بازیگر: واسه افرادی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟

*

مدیر یه جایی: میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟…

*

کارمند بانک: میتونی یه وام با بهره کم واسه ما جور کنی؟

*

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزمو واسم عوض کنی؟

*

تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه هست اصلا وقت ندارم تایپش کنم نظر تو چیه؟

*

دندونپزشک: بیا این دندون عقل منو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟

*

وکیل: من اگه بخوام حضانت بچمو بگیرم چیکار باید بکنم؟

*

تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمیدونم چرا صدای اضافی میده میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟

*

موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یه ان۹۵ عوض کنی؟

*

معلم: این حسن ما تو ریاضی یه خرده بازیگوشی میکنه میشه پنجشنبه ی قبل امتحانش شام تشریف بیارین خونه ی ما سر راه این اتحادا رو هم یه بار براش بگین؟

*

نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بچه رو بگیریم؟

*

کارمند سازمان سنجش : سوالای کنکور سال بعد رو نداری؟

*

معمار: این خونمون باید کفش سرامیک بشه و آشپزخونش اپن فکر میکنی چند روزه تموم میکنی؟

*

اقتصاد دان: بالاخره این بنزینو میخوان چی کارش کنن؟ یه سوال دیگه:میدونی اصلا درآمد نفتی ایران چقدره؟

*

روان شناس: بچه ی من الان چند وقتیه شبا جاشو خیس میکنه روزا هم بینیش فعاله شوهرم هم شیش ماهه خونه نیمده این اواخرم موهاشو کنده بود خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم میخوام طلاق بگیرم بعدشم خودکشی سم هم تهیه کردم حالا چیکار میتونی برام بکنی؟



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات


۱) با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی ؟ چیزی میخوای ؟ به غیر از من کس دیگری هم هست که بتونی نگاش کنی …… همش خیره شدی به من که چی بشه ؟ حالا اینا به کنار . چرا چشمک میزنی ؟ چرا ابروهاتو واسه من بالا و پایین می کنی ؟ خجالت بکش. شرم کن . ۰۵ نکنه در موردم فکرای بد میکنی ؟ اصلا چه معنی داره یه دختر به پسر چشمک بزنه

۲ ) اگه دیدین دختر با عجله داره راه میره یا اگه دیدین یه دختر داره میدوه… شما از پشت سر دنبالش کنید و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد … اگه دختر وایساد و شما رو نیگاه کرد بازم داد بزنید که : دزد همینه که ایستاده . اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت خوش به حالتون میتونید یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و از این کار لذت ببرین ولی اگه وایساد و فرا نکرد برای اینکه ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنید آی دزد….
۳ ) توی تاکسی اگر یه دختر کنارت نشسته بود .. وقتی که خواستین پیاده بشین بهش بگین مگه نمیای ؟اون هاج و واج شمارو نگاه میکنه . بهش فرصت ندین و بگین چرا انقدر زود جا زدی ؟ بعدش در تاکسی رو ببندین و برین و ما بقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنید
۴ ) توی پارک با عجله برین کنارش بشینین و بگین معذرت می خوام دیر کردم . خب چیکارم داشتی که گفتی بیام اینجا ؟ ( باید یه جایی باشه که چند نفر حضور داشته باشن ) معلومه که اون انکار می کنه . بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه و این رنگ روسریمه ؟ باز هم اون انکار میکنه . شما این طوری ادامه بدین : خب اگه از اینایی که اینجا نشستن خجالت میکشی بریم یه جای خلوت… مطمئن باشید اون داغ میکنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و یه کاغذ جلوش بندازین سر کا گذاشتی منو ؟ بیا اینم شماره ای که دادی … دیگه به من زنگ نزن وگرنه می دمت دست پلیس بعدش ول کنین برین
۵ ) توی جمع یه سی دی بهش بدین . بگین خیلی باحال بود دستت درد نکنه … اگه بازم از اینا داری بهم بده قیمتش هرچی باشه قبوله …. اونم اینور و اونورو نیگاه میکنه میگه اشتباه گرفتی آقا ( یا شایدم فوش خار و مادر بکشه به جونتون ) شما هم طوری وانمود کنین که انگار حواستون نبوده توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سر جاتون بشینین .
۶ ) مثل معتاد ها خودتون رو به موش مردگی بزنین و برین جلو و به لهجه ی معتادی بگین : خانوم دشتم به دامنت از اون چیزا که دیلوز دادین باژم هملاتون هشت ؟ دالم میمیلم از خمالی به جون تو . هرچی منتظل موندم نیومدین و خیلی شانش آولدم که اینجا پیداتون کلدم بیا اینم پولش … اون رنگ عوض میکنه ( سیاه سفید سرخ قهوه ای آبی ) و انکار میکنه ولی شما ول کن نشین و هی پیله کنین … دوباره انکار میکنه …. شما بگین : خانوم من شبا لوی ژوغال می خوابم من به اندازه ی کافی شیاه هشتم خواهشا تو دیگه مالو شیاه نکن….


تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:48 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir



آیا تازه ازدواج کرده‌اید؟ آیا برای تعامل با خانواده شوهرتان دچار مشکلات اساسی هستید؟ آیا جواب طعنه‌های خواهر شوهر و کنایه‌های مادرشورهر را نمی‌توانید بدهید؟

این که غصه نداره! آموزش تصویری نحوه پذیرایی از خانواده شوهر را برای یک بار هم که شده ملاحظه و اجرا کنید تا اثر معجزه‌آسای آن را با چشم خودتان ببینید.

گفتنی است این شیوه سالیان سال است که در ممالک متمدنه و غیرمتمدنه توسط انواع مختلف آدمیزادها و با وسایل گوناگون مورد آزمایش قزاز گرفته و کاربردی بودن و اثرگذاری فوق‌العاده آن مشخص شده و همه کارشناسان متفق‌القول هستند که این آموزش تصویری یک راه خیلی مطمئن برای رسیدن به آرامش خیال جهت عروس‌های جوان است.

گفتنی است عواقب احتمالی استفاده از روش فوق برعهده خودتان بوده و ما هیچ‌گونه مسوولیتی در این زمینه برعهده نمی‌گیرد.

گام‌های شش‌گانه زیر را اجرا کنید تا زندگی‌تان از این‌رو به آن‌رو شود:


خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

 خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

 خواهر شوهر, طنز و خنده دار-www.jazzaab.ir

این مطلب فقط جنبه شوخی و طنز دارد.




تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2