تبلیغات
`~'*¤!||!¤*'~`(( دربســت تا شهر بهشت ))`~'*¤!||!¤*'~` - مطالب هفته سوم دی 1391
نردبانی تا خدا

خدای من! با نعمتت مرا آغاز كردى؛ پیش از آن كه چیزى به یادآمدنى باشم و از خاكم آفریدى و سپس در صلب‏ها جایم دادى؛ ایمن از سختى‏هاى دوران و رفت و آمد سالیان و روزگاران و من در دهلیزهاى تاریخ و زوایاى قرون، هماره از صلبى به رحمى كوچ مى‏كردم و این لطف و احسان تو بود كه مرا در زمان حكام كفر و در زمان عهدشكنان پیامبرْ ناشناس، لباس خلقت نپوشاندى و در وجود نیاوردى؛ بلكه زمانى روح آفرینش در من دمیدى كه بستر هدایت را از پیش گسترده بودى و جاده سعادت را هموار كرده بودى.

تو مرا از آبى ریختنى سرشتى و در ظلمات سه گانه میان گوشت و پوست و خون، سكنایم دادى. نه مرا در كار خلقتم گواه گرفتى و نه كارى از آفرینش را بر دوش من گذاشتى و سپس، مرا تمام و كمال، بى‏هیچ عیب و نقص، بر هودج هدایت نشاندى و به سوى دنیا گسیل داشتى و مرا در گهواره كودكى با دست‏هاى ملاطفتت حفظ كردى و از میان غذاها، شیرى خوشگوار برایم برگزیدى و دل‏هاى پرستاران را بر من مهربان كردى و مهربانى مادران را به كفالت من گماشتى و مرا از شر جن و انس در امان داشتى و مرا در مسیر تعادل از پرتگاه‏هاى زیادى و كاستى محافظت كردى.

 پس تو بزرگ و عزیز و بلند مرتبه‏اى؛ اى بخشندگى محض واى مهربانى تمام!

خدایا! من شهادت مى‏دهم با تمامى وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلنداى بناى محكم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدى‏ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگ‏هاى دیدگانم و روشنایى چشمانم، با چین‏ها و چروك‏هاى صفحه پیشانى‏ام، با زوایاى حفره‏هاى وجودم، با نرمینه پره‏هاى بینى‏ام، با تارها و دهلیزهاى پرده شنوایى‏ام، با تك‏تك اجزاى لب‏هایم و با تمامى حركات كلام آفرین زبانم، با فراز و نشیب‏ها و چم و خم‏هاى دهان و آرواره‏ام و رستنگاه دندان‏هایم، با همه مجارى خوردن و آشامیدنم، با جزء جزء بشره مغزم و پوست سرم، بانخاع و رگ‏هاى ریسمان گونه گردنم، با قفسه سینه‏ام، با رگ‏هاى طناب آساى حمایل بر دل و جگرم، با بندهاى پوشیده دلم، با اجزاى كناره‏هاى جگرم، با محتویات غضروف‏هاى دنده‏هایم، با گیره‏هاى بندبند مفاصلم، با انقباض عضلاتم، با گوشه‏هاى سرانگشتانم، با گوشتم، خونم، مویم، پوستم، عصبم، نایم، استخوان‏هایم، مغزم، رگ‏هایم و با همه اعضا و جوارحم كه از اوان كودكى و شیر خوارگى در من تافته و بافته شده، با آن چه زمین از من مى‏شناسد و حمل مى‏كند، با خواب و بیدارى‏ام، با حركت و سكونم و با ركوع و سجودم؛ خداى من! با همه اینها شهادت مى‏دهم كه اگر در عمرى جاودانه سر كنم و تمام هم و غم و تلاشم را بر شكرگزارى یكى از نعمت‏هاى تو بگذارم، نمى‏توانم. خداى من! حتى شكر یكى از نعمت‏هاى تو را نمى‏توانم؛ مگر باز به لطف و عنایت و توفیق تو كه آن نیز شكرى تازه و جاودانه مى‏طلبد و ثنایى تازه‏تر و ماندگارتر.

آرى معبودم! اگر من و تمام خلق شمارنده‏ات، همت كنیم و حرص بورزیم كه نعمت‏هاى قدیم و جدید تو را ـ نه سپاس بگزاریم كه ـ بشناسیم و در شماره آوریم، نمى‏توانیم؛ محال است بتوانیم.

... و چگونه بتوانیم؛ در حالى كه خودت در كتاب ناطقت و اخبار صادقت گفته‏اى:

«وَ اِنْ تَعُدّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصوها؛ اگر بخواهید نعمتهاى خداوند را بشمارید، نمى‏توانید».

خدایا! مرا آزرمناك خویش قرار ده، بدان‏سان كه انگار مى‏بینمت و مرا آن گونه حیامند كن كه گویى حضور عزیزت را احساس مى‏كنم.

دعاى عرفه امام حسین علیه‏السلام، ترجمه سید مهدى شجاعى

منبع:

بر گرفته از مجله پرسمان، شماره 29.



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 09:32 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

زیارتنامه امام رضا(ع)

چون قصد زیارت نمودی ، پیش از آنکه از خانه بیرون روی ، غسل کن و بگو :

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك اللهم اجعله لی طهورا و شفاءا.

و در وقت بیرون رفتن بگو:

بسم الله و بالله و الی الله و الی ابن رسول الله حسبی الله توكلت علی الله اللهم الیك توجهت و الیك قصدت و ما عندك اردت  

پس چون بیرون رفتتی بر در خانه خود بایست و بگو:

اللهم الیك وجهت وجهی و علیك خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و بك وثقت فلا تخیبنی یا من لا یخیب من اراده و لا یضیع من حفظه صل علی محمد و ال محمد و احفظنی بحفظك فانه لا یضیع من حفظت

چون  بسلامت رسیدی انشاالله پس هرگاه خواهی بزیارت بروی غسل کن و بگو:

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و محبتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك و قد علمت ان قوام دینی التسلیم لامرك و الاتباع لسنة نبیك و الشهادة علی جمیع خلقك اللهم اجعله لی شفاء و نورا انك علی كل شیء قدیر

پس ببوش باکیزه ترین جامه های خود را و بگو :

الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمد لله

چون داخل روضه منوره شدی بگو :

بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله صلی الله علیه و اله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك به و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولی الله

پس برو نزد ضریح و بگو :

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و انه سید الاولین و الاخرین و انه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبدك و اخی رسولك الذی النتجبته بعلمك و جعلته هادیا لمن شئت من خلقك و الدلیل علی من بعثته برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك و المهیمن علی ذلك كله و السلام علیه و رحمة الله و بركاته اللهم صل علی فاطمة بنت نبیك و زوجة ولیك و ام السبطین الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة الطهرة الطاهرة المطهرة التقیة النقیة الرضیة الزكیة سیدة نساء اهل الجنة اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی الحسن و الحسین سبطی نبیك و سیدی شباب اهل الجنة القائمین فی خلقك و الدلیلین علی من بعثت برسالاتك و دیانی الدین بعدلك و فصلی قضائك بین خلقك اللهم صل علی علی بن الحسین عبدك القائم فی خلقك و الدلیل علی من بعثت برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك سید العابدین اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و خلیفتك فی ارضك باقر علم النبیین اللهم صل علی جعفر بن محمد الصادق عبدك و ولی دینك و حجتك علی خلقك اجمعین الصادق البار اللهم صل علی موسی بن جعفر عبدك الصالح و لسانك فی خلقك الناطق بحكمك و الحجة علی بریتك اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك القائم بعدلك و الداعی الی دینك و دین ابائه الصادقین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و ولیك القائم بامرك و الداعی الی سبیلك اللهم صل علی علی بن محمد عبدك و ولی دینك اللهم صل علی الحسن بن علی العامل بامرك القائم فی خلقك المخصوص بكرامتك الداعی الی طاعتك و طاعة رسولك صلواتك علیهم اجمعین اللهم صل علی حجتك و ولیك القائم فی خلقك صلوة تامة نامیة باقیة تعجل بها فرجه و تنصره بها و تجعلنا معه فی الدنیا و الاخرة اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و اوالی ولیهم و اعادی عدوهم فارزقنی بهم خیر الدنیا و الاخرة و اصرفعنی بهم شر الدنیا و الاخرة و اهوال یوم القیمة

السلام علیك یا ولی الله السلام علیك یا حجة الله السلام علیك یا نور الله فی ظلمات الارض السلام علیك یا عمود الدین السلام علیك یا وارث ادم صفوة الله السلام علیك یا وارث نوح نبی الله السلام علیك یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیك یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله السلام علیك یا وارث عیسی روح الله السلام علیك یا وارث محمد رسول الله السلام علیك یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول ربالعالمین السلام علیك یا وارث فاطمة الزهراء السلام علیك یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیك یا وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیك یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و الاخرین السلام علیك یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیك یا وارث موسی بن جعفر السلام علیك ایها الصدیق الشهید السلام علیك ایها الوصی البار التقی اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله حتی اتیك الیقین السلام علیك یا ابا الحسن و رحمة الله و بركاته

اللهم الیك صمدت من ارضی و قطعت البلاد رجاء رحمتك فلا تخیبنی و لا تردنی بغیر قضاء حاجتی و ارحم تقلبی علی قبر ابن اخی رسولك صلواتك علیه و اله بابی انت و امی یا مولای اتیتك زائرا وافدا عائذا مما جنیت علی نفسی و احتطبت علی ظهری فكن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی عندالله مقام محمود و انت عنده وجیه

اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و بولایتهم اتولی اخرهم بما تولیت به اولهم و ابرء من كل ولیجة دونهم اللهم العن الذین بدلوا نعمتك و اتهموا نبیك و جحدوا بایاتك و سخروا بامامك و حملوا الناس علی اكتافال محمد اللهم انی اتقرب الیك باللعنة علیهم و البرائة منهم فی الدنیا و الاخرة یا رحمن

صلی الله علیك یا اباالحسن صلی الله علی روحك و بدنك صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلك بالایدی و الالسن

******

تـرجـمـــــــــــــــــــــــــــــــــه

خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده

بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم

خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی

خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی

خدا بزرگ است نیست معبودی جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس برای خداست

به نام خدا و به یاری خدا و بر آئین رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او گواهی می دهم اینکه نیست معبودی جز خدای یگانه نیست شریکی برای او و گواهم به اینکه محمد بنده خدای و رسول خداست و اینکه علی ولی خداست

گواهم که نیست الهی جز خدای یگانه که شریکی برای او نیست و گواهم به اینکه محمد بنده خدا و رسول خداست و اینکه اوست آقای اولین و آخرین و اوست آقای پیغمبران و رسولان خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پیغمبرت و آقای آفریدگانت همگی درود و رحمتی که نتوان او را شمرد غیر از تو خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزیدی او را به دانش خودت و قرار دادی او را رهبر به هر که خواستی از خلق خود و راهنما بر کسی که مبعوثش کردی به رسالت های خودت و جزابخش در دیانت به عدلت و فیصله دهنده حکم تو بین خلقت و نگهبانش کردی بر همه اینها و درود بر او و رحمت خدا و برکات او خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیغمبرت و همسر ولی تو و مادر دو سبطه حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت آن بانوی پاک و پاکیزه گوهر مطهره پرهیزکار پاکیزه و پسندیده پاک و مبرا از هر نقص بانوی زنان اهل بهشت همگی رحمتی که نتوان شمردش جز خودت خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو سبط پیغمبرت و دو آقای جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار برای اقامه دین قیام کردند در میان خلق تو و دو رهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و دو پاداش دهنده دیانت طبق عدلت و دو فیصله بخش قضایت در میان خلق و خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بنده تو و قیام کننده در میان خلق تو و راهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و داور در دین مطابق عدلت و فیصله دهنده حکم تو و حاکم در امر دین در میان خلق تو آقای عابدان خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده تو و جانشین تو در زمین شکافنده علم پیغمبران خدایا درود فرست بر جعفر بن محمد راستگو بنده تو و سرپرست دین تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویای تو در میان خلقت و زبان گویای به حکمت تو و حجت بر آفریدگانت خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده بنده ات و سرپرست دین تو آن قیام کننده به عدل تو و دعوت کننده به دینت و دین پدران راستگویش درودی که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده ات و ولی تو قیام کننده به فرمان تو و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمد النقی بنده (خاص ) تو و حافظ و نگهبان دین تو خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمان تو قیام کننده در میان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پیغمبرت و گواه تو بر خلقت آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت درود و رحمت های تو بر همه آن بزرگواران خدایا درود فرست بر حجت خودت و ولیت که قیام کننده در میان خلقت رحمتی پی در پی با برکت و پایدار شتاب کن بدان فرج او را و یاری کن او را و قرار ده ما را به او در دنیا و آخرت خدایا من تقرب می جویم به تو به درستی آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن آنها را و روزیم کن به وسیله آنان نیکی دنیا و آخرت را و دور کن از من به وسیله ایشان بدی دنیا و آخرت را و هراس های روز قیامت را

درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین درود بر تو ای استوانه دین درود بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا درود بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا درود بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا درود بر تو ای وارث موسی هم سخن با خدا درود بر تو ای وارث عیسی روح خدا درود بر تو ای وارث محمد رسول خدا درود بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی ولی خدا و وصی فرستاده پروردگار جهانیان درود بر تو ای وارث فاطمه زهرا درود بر تو ای وارث حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت درود بر تو ای وارث علی بن حسین زینت عابدان درود بر تو ای وارث محمد بن علی شکافنده دانش اولین و آخرین درود بر تو ای وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار درود بر تو ای وارث موسی بن جعفر درود بر تو ای شهید با صدق و حقیقت درود بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوی گواهم به اینکه تو به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکات را و امر به معروفو نهی از منکر کردی و پرستش نمودی خدا را تا دم مرگ درود بر تو ای اباالحسن و رحمت خدا و برکات او

خدایا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور دیدم و طی کردم شهرها را به امید رحمت تو ناامید مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهای تو بر او و آل او پدر و مادرم فدای تو باد ای مولای من آمدم به زیارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنایت کردم بر خودم و بار سنگین گناه را بر دوش کشیدم پس شفیع من باش به درگاه خدا روز نداریم و بی چیزیم برای توست نزد خدا مقام پسندیده و تو نزد او آبرومندی

خدایا من تقرب می جویم به سوی تو به دوستی و ولایت ایشان پیرو و دوست آنهایم بدانچه پیرو و دوست اول آنها بودم و بیزارم از هر دسته و گروهی جز آنها خدایا لعنت کن به کسانیکه تبدیل کردند نعمت را و متهم کردند پیغمبرت را و منکر آیات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد خدایا من تقرب می جویم به سویت به وسیله لعنت بر آنها و بیزاری از آنها در دنیا و آخرت ای مهربان

رحمت خدا بر تو ای اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکیبا بودی و تویی راستگو تصدیق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان

 



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
بابا کرم

 

حاجی من هم آدمم،خدا دارم

برای خدا دعا معا دارم

 

ریش ندارم ولی ادعا دارم

زیر بتّه نبودم ،بابا دارم

 

مانتوی دراز و هم کوتا دارم

گاهی وقتا چادرسیا دارم

 

سر و گوش و ناف و دست و پادارم

آینه رو کج می کنی،نگا دارم ؟

 

حاجی من  ازاین نگا بدم میاد

از توی آب زیر کا بدم میاد

 

ادای اهل خدا رو در نیار

کفر من با بچه ها رو  درنیار

 

حاجی اون دختره که دیپلمه بود

سیبیلو...هیکلشم  قمقمه بود

 

چادرش سیا بود و ضخیمه بود

اسمشم حکیمه یا حلیمه بود  

 

چه جوری دفتر کل ،مدیر شد و

توی اون روزنامه سردبیر شد و

 

متخصص بزن ،بگیر شد و

یهویی گنده شد و کبیر شد و

 

حکمت خدا بوده ریاستش

یا که خورده نونی از سیاستش؟

 

صیغه ی خودت شده ،خبر داریم

ما چقد آدم معتبر داریم

 

حاجی من ازاین چیزا بدم میاد

از همه اهل ریا بدم میاد

 

حاجی تو اهل ریایی ،می دونی؟

ظاهرن اهل خدایی ،می دونی؟

 

خوش دارم یه روز بگن مفتی بیا

حرف بزن یه بار تو  در راه خدا

 

جون اون دختره که سرش گیری

بدونی پول نمی دن ، بازم می ری؟!

 

قهرمان فیلم و اِند  آکتوری

افتادی تو مف خوری و سگ خوری

 

وقتی با خوردن سگ نجس بشی

جانمازتو کجا آب می کشی؟

 

حاجی من از این کارا بدم میاد

از همه اهل ریا بدم میاد

 

من یه روز میام برای سگ کشی

بعدشم می رم به دنبال خوشی

 

این که تو خشکه مقدسی حاجی

برای نفی جوون بسی حاجی

 

حضرت علی امیر مومنا

گفته که دین مقدس خدا

 

کمرش خمید و بعدشم شکست

بابت خشکه مقدسای پست

 

حاجی تو موسیقیو رد می کنی

این جوری زندگیو رد می کنی

 

می دونی خدا که ما را آفرید

چه جوری شش روزه دنیا آفرید؟

 

ملودی مهرشو  که زد خدا

رقصیدن ، تمام نور و ذره ها

 

ذره ها دست همو گرفتنو

همگی از ته دل خندیدنو

 

چسبیدن به هم ، تا یک وجود شدن

بعضیا ترانه و سرود شدن

 

بعضیا درخ شدن ،گیا شدن

بعضیا خورشید و ابر و ما شدن

 

بعضیا پرنده در قفس شدن

بعضیا شپش شدن ،مگس شدن

 

بعضیا آدم شدن ، حوا شدن

بعضیا همون جا ،جابه جا شدن

 

بعضیام  دچار یک توهمن

حاوی معده و روده و سمن

 

از بیرون زیاد  و از درون کمن

الکی فک می کنن که آدمن

 

هرکسی با موسیقیش وجودی شد

جون گرفت و توی دنیا بودی شد

 

ملودی اگر نبود ،بشر نبود

این همه کبریت بی خطر نبود

 

قربون خود خود اوستا کرم

 سه تا بشکن  برای  باباکرم

 

خدای من و تو مثل هم که نیس

خدای من  نمی خواد پیاله لیس

 

حرفا و مرام تو کشکه حاجی

گرگای سلام تو کشکه حاجی

 

خدای من از صدای خنده هام

رزقمو همیشه می فرسته برام

 

صدای اذون میاد ، چه حالیه

دل من الانه پرتقالیه

 

 با خدا سخن دارم مثل عسل

پیادم کن حاج آقا همین بغل ...



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
خسته شدم از این همه وراجی ها

از این همه باجناقیِ حاجی ها

باید به شعور تو کمی شک بکنم

هی دهنمکی چقدر اخراجی ها



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 01:06 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

هر که امسال می‌شود زاده

نان او توی روغن افتاده

ناف او میلیونر بریده شده

دولت این وعده را به او داده

سال کار مضاعف است امسال

کار کن... کار... مرد آزاده

هر که دارد هوس بگو بدود

بشود بهر کار...، آماده

زن ندارد، بگو برو زن کن

فکر نان کن که مابقی باده

در همین یک دو روزه حلّش کن

زن بگیری بقیّه استاده

بچّه باید که میلیونر باشد

چه تفاوت کند نر و ماده

پوشک و شیر و خرج زایشگاه

به جهنّم... اگر نشد داده

خرج شام عروسیش امروز

شده آماده راحت و ساده

از چنین دولتی عجیب نبود

اینچنین فکر خارق‌العاده...



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
 
 
چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری
 
در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و "خنده بازار"ی
 
 
جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده
 
جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده
 
 
اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم
 
و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم
 
 
آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب
 
بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب
 
 
همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی
 
بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی
 
 
مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد
 
مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد
 
 
دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن
 
بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن
 
 
 
طفلکی حرف بد نگفته به تو / اصلا این حرف را بزن تو به من
 
من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن
 
 
یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار
 
بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار
 
 
شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات جدید
 
مرد باید که حرف حق بزند / هرکه "عاش سعید مات سعید"
 


تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 01:03 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
در جلسه مصاحبه شغلی :

مصاحبه گر : خوب پرونده شما اینجاست ولی دوست دارم خودتون از سوابقتون بگید .
جوینده کار : مهندس مکانیک ، فوق الیسانس مرتبط ، مدرک تافل ، پنج مقاله ISI چاپ شده ، برگزار کننده سه سمینار مرتبط با رشته در دانشگاه ، دانشجوی نخبه و …

مصاحبه گر : خیلی عالیه . ما به تخصص شما نیاز داریم فقط معرفتون کیه ؟
جوینده کار : معرف ندارم ولی تمام اساتید دانشگاه منو میشناسن ، با همشون مقاله دادم و در پروژه های پژوهشی باهاشون همکاری کردم و …

مصاحبه گر : پس معرف ندارید . نه جانم این طور که معلومه شما حال کارکردن ندارید . نفر بعد



تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

تعبیر خوابهای دانشجویی:

اگر کسی در خواب دید که به باغ گل که حوری بهشتی درآن فراوان باشد وارد گردیده است و با حکماء و علماء نشست و برخاست می کند پس در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل وارد شده و فزون بر سی سال در آن مشغول به تحصیل باشد.

اگر کسی در خواب شهاب سنگ هایی را ببیند _ که هر یک میلیون سال یک بار از کنار زمین عبور می کنند _ پس به زودی ریاست محترم دانشگاه را ملاقات و مشاهده خواهد نمود.

اگر دانشجویی در خواب ببیند که هر درس را یکبار بگیرد و پاس کند خواب او هیچ تفسیری ندارد و باید گفت که در خواب ، خواب دیده است.

اگر کسی درخواب بیند که گوشش دراز گشته و دُم اندر آورده و سواری دهد ، همانا ازدواج کند و در خواستگاری بعله بستاند.

اگر در خواب بیند که موهایش سفید ، سرش طاس و دندانهایش عاریه گشته اند ، بی شک جزو قبولی های فوق لیسانس خواهد بود.

اگر در خواب بیند که دردی جانکاه وی را فراگرفت و خلاصی یافت ، استاد وی را از کلاس بیرون همی کند.

اگر در خواب بیند که گلستان بر وی گورستان شد تقلب امتحان 6 واحدی اش لو خواهد رفت.

اگر در بیابانی خشک در پی جرعه ای آب سرگردان بود هوس وام دانشجویی خواهد کرد.

اگر آواز خوان و سرمست قدم می زد و به ناگه در درهای خوفناک افتاد ، بی شک جزو متأهلین خواهد شد.

و اگر در خواب بیند پنبه دانه ، به وجود و ماهیت خود شک باید نمود که شاید شتر بوده باشد و خود بی خبر.

اگر بینی اساتید در دانشگاه آش همی زنند یحتمل آش مشروطی تو باشد.

اگر در خواب بینی پیاز داغ می کنند ، داغ مشروطی به دلت می نشیند.

چو به خواب اندر تابلوهای کاریکاتور بینی ، هشدار که فردا استاد تو را پای تابلو بَرَد و آن کاریکاتور قیافه ی دیدنی تو پای تابلوست.



تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دانشجو زرنگ،استاد زرنگ تر : طنز سرا
چهاردانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمانی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحان نداشتند٬ به فکر چاره افتادند ،سر و روشون رو کثیف کردند با پاره کردن لباس هاشون هم در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند٬ سپس یکراست پیش استاد رفتند و مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند که: به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین نتونسته بودن تا صبح به شهر برسند و این بوده که آمادگی لازم برای امتحان رو ندارند.
قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر از طرف استاد برگزار بشه.
آنها مشغول درس خوندن میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس به استاد آمادگی خودشون رو اعلام می کنند! استاد عنوان میکنه این امتحان خاص بوده و هر کدوم از دانشجوها باید توی یک کلاس بشینند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
1- نام و نام خانوادگی(۲نمره)
2- کدام لاستیک پنچر شده بود :-( ۱۸ نمر)
الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب

دانشجو زرنگ،استاد زرنگ تر : طنز سرا
چهاردانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمانی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحان نداشتند٬ به فکر چاره افتادند ،سر و روشون رو کثیف کردند با پاره کردن لباس هاشون هم در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند٬ سپس یکراست پیش استاد رفتند و مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند که: به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین نتونسته بودن تا صبح به شهر برسند و این بوده که آمادگی لازم برای امتحان رو ندارند.
قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر از طرف استاد برگزار بشه.
آنها مشغول درس خوندن میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس به استاد آمادگی خودشون رو اعلام می کنند! استاد عنوان میکنه این امتحان خاص بوده و هر کدوم از دانشجوها باید توی یک کلاس بشینند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
1- نام و نام خانوادگی(۲نمره)
2- کدام لاستیک پنچر شده بود :-( ۱۸ نمر)
الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب



تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
مامانم به مدت یک هفته رفته خونه خالم ، مام داشتیم از گشنگی میمردیم و کل خونه هم ریخت و پاش بود …
براش اس ام اس دادم :
رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم / چه دنیایه رو به زوالی دارم
مامانم تو جوابم نوشته بود :
تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت کور
توی شبات ستاره نیست / موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد ، سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش
یه چندتا شکلک خنده شیطانی و زبون درآوردنم برام فرستاده بود !
خب مادر خانوووم الان چه وقته حاضر جوابیه ؟ پاشو بیا به خونه زندگیت برس دیگه !!!
.


تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

چـــند سال پیش یــک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه میکردم و تخمه میخوردم …

ناگهان پــدر و مــادر و آبجی بزرگ و خــان داداش سرم هــوار شدند و فریاد زدند که (ناقــص … بدبخت … بی عرضه … بی مسئولیت … پاشو برو زن بگیر …

رفتم خواستگاری، دختره پرسید : مدرک تحصیلی ات چیست؟

گفتم : دیپلم تمام …

گفت: بی سواد … امل… بی کلاس… ناقص العقل… بی شعور … پاشو برو دانشگاه …

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ، برگشتم … 

رفتم خواستگاری … پدر دختر پرسید: خدمت رفته ای؟ گفتم : نه هنوز …

گفت: مرد نشدی نامرد … بزدل … ترسو … سوسول … بچه ننه … پاشو برو سربازی …

رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم ،برگشتم …

رفتم خواستگاری … مادر دختر پرسید : شغلت چیست؟ گفتم فعلا کار گیر نیاوردم …

گفت: بی کار … بی عار … انگل اجتماع … پاشو برو سر کار …

رفتم کار پیدا کنم گفتند : سابقه کار می خواهیم … رفتم سابقه کار جور کنم …

گفتند: باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم … دوباره رفتم کار کنم،گفتند باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم …

برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی …

گفتند: برو جایی که سابقه کارنخواهد …

رفتم جایی که نخواستند … گفتند باید متاهل باشی … برگشتم …

رفتم خواستگاری گفتم : رفتم جایی که سابقه کار نخواستند ولی گفتند باید متاهل باشی …

گفتند : باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی …

رفتم گفتم : باید کار داشته باشم تا متاهل شوم …

گفتند : باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم …

برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم …



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

یادش بخیر بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم..
.
یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم….
.
یادش بخیر با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تار عنکبوت درست می کردیم..
.
یادش بخیر خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد..
.
یادش بخیر بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد دیگه عمرا پیاده می شدیم..
.
یادش بخیر پاکن هایی که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد که با طرف آبیش می خواستیم خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکرد یا سیاه و کثیف می شد..
.
یادش بخیر از جلو نظاااااااام….
.
یادش بخیر اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه، احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه
.

.
یادش بخیر صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود…
.
یادش بخیر آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن..
.
یادش بخیر برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم..
.
یادش بخیر دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل….
.
یادش بخیر برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن….
.
یادش بخیر یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران.
.
یادش بخیر چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد..
.
یادش بخیر؛ یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داشت..
.
یادش بخیر خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی.
.
یادش بخیر بوی رب گوجه فرنگی توی محل.
.
یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم….
.
یادش بخیر صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو….
.
یادش بخیر اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن….
.
یادش بخیر یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها یا ضرب المثل یا چیستان…



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

من هر جمله ای رو که میخوندم یاد خاطرات خوب و بعضا تلخ میفتادم… هرکی این جمله هارو نوشته واقعا دمش گرم… اینکاره بوده…
.
این بچه های جدید چی میفهمن از زندگی؟ چی حالیشونه ؟
.
وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن…
.
تا حالا با توپ دولایه که لایش گشاد باشه بازی کردن ببینن از راگبی سخت تره ؟
.
تا حالا از این توپ دولایه سفتا خورده تو رونشون حس کنن پاشون قطع شده ؟
.
تا حالا توپشون رو شوتیدن زیر ماشین گیر کنه بگه فیسسسس بعد همه بچه ها فحششون بدن ؟
.
تا حالا توپشون افتاده تو جوب آب ببره دوپا برن تو جوب بیارنش ؟
.
تا حالا توپشون افتاده خونه همسایه، تک بیارن کی بره زنگ بزنه ؟
.
تا حالا توپ دولایه پیدا کردن از خوشحالی تا خونه روپایی بزنن ؟
.
تا حالا شده تو راه بقالی واسه خرید توپ پلاستیکی قرمز و سفید پول رو گم کنن، اونوقت همونجا بشینن گریه کنن ؟
.
میدونن تو گل کوچیک گل زیر طاق حکم تشرف به درگاه حق تعالی رو داشت ؟
.
میدونن لیگ محله از بوندس لیگا مهمتر بود ؟
.
میدونن یعنی چی ساعتها پشت تیردروازه بزرگترا وایسادن تا بازیشون بدن یعنی چی ؟
.
میدونی دعوت بچه های محله بغلی واسه یه سه گله، کم از یک لشگر کشی ناموسی نداشت ؟
.
دریبل تو گل می دونن چیه ؟ سانتر از جناحین تو یه کوچه ۶ متری دیدن ؟
.
اصلا میدونن آقای اسماعیل آبادی چطوری توپ جر میداد ؟
.
شوت یه ضرب میدونن چیه ؟ دور نزدیک می فهمن کنایه از کدام ضربه بوده ؟
.
یه تیکه تو گل می دونن کی جایگزین پنالتی میشه ؟
.
یه پا ثابت موقع پنالتی میدونن اشارت به کدام پا داره ؟
.
تا حالا ژست دو پا ثابت موقع پنالتی گرفتن ؟
.
تا حالا موقع حمله به سمت دروازه با صدای بلند آهنگ فوتبالیستها خوندن ؟
.
میدونن داشتن تور دروازه برای گل کوچیک یه آپشن حساب میشد و مخصوص مایه دارا بود ؟
.
اوووه بخوام بنویسم یه کتاب میشه اندر احوالات گل کوچیک… آخه چی میفهمن اینا ؟


تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: عاشقتم عزیزم

************

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه

به همین راحتی گذاشت و رفت؟

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد

پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد.



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 04:41 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

فارس – این بدافزار موجب پاک‌سازی هارد دیسک رایانه‌ها شده و در حال حاضر هیچ ضدبدافزاری قادر به شناسایی آن نیست…

منابع خبری از حمله ویروسی جدیدی بر ضد رایانه‌های موجود در ایران خبر داده‌اند که توسط مرکز «ماهر» شناسایی شده است.

به نقل از بیزینس اینسایدر، شناسایی این بدافزار بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خبری غربی داشته است.

بدافزار یاد شده که هنوز مشخص نیست توسط چه فرد یا دولتی طراحی شده اطلاعات ذخیره شده بر روی هارد دیسک‌های رایانه‌های مختلف را پاکسازی کرده و ضدبدافزارهای موجود قادر به شناسایی آن نیستند.

بر اساس اعلام ماهر، به نظر نمی‌رسد این بدافزار باعث آلوده شدن سیستم‌های بسیاری شده باشد.

این ویروس ساده و در عین حال بسیار موثر توصیف شده است.

ویروس یاد شده که Batchwiper نام دارد تنها بخش‌های خاصی از اطلاعات ذخیره شده در هارددیسک‌ها را پاک می‌کند و جالب اینکه هر فایلی را که بر روی صفحه دسکتاپ ویندوز ذخیره شده باشد را حتما پاک خواهد کرد.

بنابراین اگر فردی با نام کاربری خود وارد ویندوز شده و این ویروس بر روی رایانه هاش موجود باشد، حتما شاهد از دست رفتن داده‌های خود خواهد بود.

کشورهای غربی تا به حال بدافزارهای متعددی را برای آلوده کردن رایانه‌های شخصی در ایران طراحی کرده و تلاش کرده‌اند از این طریق به تاسیسات صلح آمیز هسته‌ای ایران لطمه بزنند.

از جمله مشهورترین این بدافزارها می توان به استاکس نت و فلیم اشاره کرد.



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات

دختره کتیبه گذاشته :

امروز یک شلوارک خریدم ،حالا اومدم خونه تنگه ه ه ه ه ه …

یک پسره : الهی قربون اون پاهات بشم من …

یک پسر دیگه : ناراحت نشو عروسکم من خودم ۳تا سایز بزرگشو میخرم …

یک پسر دیگه : چرا آخه ملوسکم؟ نکنه کمی چاق شدی؟

یک پسر دیگه : ای جانم اووف نشدی خودت؟

ینی تنها چیزی که منو آروم میکنه، اینه که هنوز گزینه حمله نظامی رو میز اوباماست …
والاااااااااااااا

دهه ۸۰یا :

کامپیوتر داره

اینتزنت داره

فیسبوک داره

توییتر داره

ایکس باکس داره

پی اس تری داره

آیفون داره

ویدیو سی دی داره

آیپد داره…

دهه ۶۰یا :
دفتر نقاشی داشت

خمیر بازی داشت

دبرنا بازی میکرد با نخود و لوبیا

توپ دو لایه میکرد که حس توپ چهل تیکه بهش دست بده

گل یا پوچ، چشمک، شاه دزد وزیر، اسم فامیل، خر پلیس، هفت سنگ

دیگه فوق فوقش یه آتاری یا میکرو با کلی التماس براش میخریدن.

توی یه پیجی یه سوال مطرح شده که:
روزه تون رو با چی باز میکنین ؟!

کامنت های دریافتی از هموطنای عزیزمـــون به شرح زیر :
با دروغ
با صبحانه
با افطار
با آچار فرانسه
با صدای علی عبدالمالکی
با روزه باز کن
با کلید
با تریاک
با شامپو گلرنگ
با انبردست
با یک لیوان آبجو تگری
با سیگار
با رمز یا زهرا
اصلا نمیبندیمش که بخوایم بازش کنیم
باز نمیشه، سِفت بستمش
با مرغ دل همتونم بسوزه
یه راهنمایی میکنین؟
با خوردن صبحانه همراه با فحش به هر چی آخونده
با دعای ربنای شجریان
با بیسکویت گرجی
با ۳۰۰۰ میلیارد تومان وجه نقد!!

یه همچین دل های پاکی دارن ملت smiling مطالب طنز باحال(آخر خنده حتما بخونید... جدید جدید!)

دختره استتوس گذاشته: امروز پنجره باز بود یه کلاغ اومد تو اتاقم:|
من به ۸۷ نفری که اینو لایک کردن اصن کاری ندارم، حتما خوششون اومده دیگه…
به ۹۸۳ نفری که کامنت گذاشتن هم کاری ندارم، ولش اصن…
روی صحبتم با اون ۴۳ نفریه که اینو شر (share) کردن !!!
یه دکتر خودشونو نشون بدن لطفا

پشه ی بیشعور حداقل می‌خوای نیش بزنی … یه جایی رو نیش بزن که ما بتونیم بخارونیم !!! خو بی شعور!!! اصن اونجا خونی داره که میری نیش میزنی ؟!!!

دختره عکس گذاشته فیس بوک ، پسره نوشته زیرش :
” عجیجکم خلی خوجله قلبونت بلم … “
پس این اسرائیل کی میخواد حمله کنه بُکُشه ما رو راحت شیم icon neutral مطالب طنز باحال(آخر خنده حتما بخونید... جدید جدید!)

بچه که بودم از بالا پنجره تُفــــــ میکردم رو کلــــــــه مردم
ردخور نداشت نخوره تو سرشـــــون !!!
از بچگی با قوانیـــــــــــــــنِ فیزیک آشنایی داشتــــــــم … !!!
U = mgh

تو کز محنت دیگران بی‌غمی…

قطعاً تو ایران یه مسئولی ، مدیری ، چیزی هستی !

شبـکـه سـه زده ارتـبـاط مـسـتـقـیم بـا آذربـایـجـان شـرقـی ،
بــعـد ایـنجـا شـبه ، اونجــا ظـهر….
مـسئـولیـن ِ مـحـترم ِ داشتیم؟؟؟

طرف آی دی شو گذاشته: “جوجه طلایی”

میگم چند سالته؟ میگه ۳۴
حالا خدایی خودتون بگید ا
این جوجه هست یا شترمرغ بالغ؟؟

دقت کردید الان ۳۳ ساله در ( مقطع حساس کنونی ) هستیم ؟

سر کوچه با دوستم وایساده بودم.

یه دخدره از روبرو میومد. مانتوش باز بود.
زیرش یه تاپ کوتاه پوشیده بود که نافش معلوم بود!
از کنارمون که رد شد دوستم بهش گفت نافتو دیدماااا
دخدره : خندید گفت: چشمت روشن
دوستم
من
ناف
این بود آرمان های امام راحل؟؟؟

به مامانم گفتم: خارجیا به سوپ میگن استارتر نه شام…!!

گفت: بابات خارجیه یا عمه گوربه گور شدت…!!
اصن لزومی هم نداشت به عمم اشاره کنه ها…!!
لامصــب صرفا خواست بهش بگه گور به گور شده …!!

یکی از آشناهامون میگفت تو یه روستا داشتن فیلم میساختن ، مجبور میشن یه امامزاده ی الکی بسازن . بعد از پایان فیلمبرداری مردم روستا نذاشتن امامزاده رو خراب کنن !!
الان بیا و ببین چه خبره !
دخیل میبندن و نذر و دعا و …
از آمار شفا دهنده هاش دیگه اطلاع دقیقی در دست نیست !!!

خدای نکرده ؛
چه تو حرم امام علی (ع) بمب گذاری بشه، چه تو یه دیسکو تو امریکا!
تعدادی از کشته شده ها ایرانی هستن!
یه همچین هموطنانی همیشه در صحنه ای داریم ما !

تو محلمون یه پیر مرد ۱۱۳ ساله تازه فوت کرده .

تو اعلامیش نوشتن :

هر گل که به گلستان میدهد صفا

گلچین روزگار امانش نمیدهد…

فقط یه حرف کوچیکی با بازماندگان اون مرحوم دارم :

دوستان عزیز عقل تک تکتون تو حلق عمه هاتون .

یا شما نمیدونیدگل چیه ،یا معنی امان رو نمیدونید .

خدا بیامرز ۱۱۳ سالش بوده دیگه فسیل شده بود بهش میگید گل ؟

دو سال از عزراییل کوچیکتر بوده

والا

سخنرانی یه مرغ درمرغداری:
اخبار ایران:

همه اَخن ،فقط ما خوبیم!!!

تو فیس بوق، پروفایل بعضیا رو که باز میکنی انگار پروفایل بچه فتحعلی شاه رو باز کردی

۳۰-۲۰ تا خواهر و برادر ،
۴۰ تا پسر خاله، دخترخاله و پسر عمو و…
حالا اینا هیچ اون ۳ تا مامان و ۵ تا بابا هضمش سخته



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات
مرد چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود ، بیشتر وقت ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مىکرد و کمى هوشیار مىشد اما در تمام این مدت همسرش هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از زن خواست که نزدیکتر بیاید. زن صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.مرد که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت : تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى ؛ وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى ، وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى ، وقتى خانه مان را از دست دادیم باز هم تو پیشم بودى و الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو در کنارم هستى و مىدونى چى میخوام بگم ؟زن در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت : چى مىخواى بگى عزیزم ؟مرد گفت : فکر میکنم وجود تو باعث ایجاد این همه بدبختی برای من شده !

داستان باحال پیشگویی زمان مرگ
منجمِ لویی چهاردهم ، زمان مرگ یکی از نزدیکان او را پیش بینی کرده بود و از قضا پیشگویی او درست از آب درآمد و آن شخص در زمان اعلام شده مرد …
لویی از این قضیه برآشفت و درصدد کشتن منجم برآمد به همین دلیل او را احضار کرد و گفت : تو که این همه مهارت در نجوم داری آیا نمی دانی خودت چه وقت خواهی مرد ؟
منجم که دریافته بود چه خوابی برایش دیده اند فورا گفت : زمان دقیقش را نمی دانم اما در طالع خود دیده ام که سه روز قبل از اعلیحضرت خواهم مرد !!!



تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات