تبلیغات
`~'*¤!||!¤*'~`(( دربســت تا شهر بهشت ))`~'*¤!||!¤*'~` - شعر باحال یاس درمورد امتحانات

سـخــته درســم...

رســیده وقــت رفـتن...

به ســر امتـحانی که میــدونــم تـهـش ردم...

حـس میکـردم حــرفـای اســتاد بــا خـرخـونـاشه...

اونـجا بود که فهمـیدم این قصـه اولاشـه...

وقت امتحانــو ریـدنـه بـه برگـمـه...

و خودت میدونی کـه ریـدم الکـی جــو نـده...

حـرفـای خـونـوادمـم که نمـک زخـمـمه...

و تنـها دلخــوشـیـمم تــرم هـای بعـدمه...

او بـاز منمو حسـرت یـه نمـره ی بیـسـت...

کـه اسـتاد بنـویسـه، تـو گـوشه ی لیسـت...

میـدونـی چـند بــار افـتادم بـرای یـه درس بگـذریم...

دیگه بیسـت گرفتـنـشـم بـرام مـهـم نیـسـت...

تـو کـه میـدونسـتی دانشـجـوی تـرم آخـرتـم...

بگـو بـا مـن دیگـه چـرا دِ آخـه نوکــرتــم...



تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 10:07 ق.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات