تبلیغات
`~'*¤!||!¤*'~`(( دربســت تا شهر بهشت ))`~'*¤!||!¤*'~` - شعر طنز خنده دار در مورد گرانی پراید
.

« پــژو » یک روز طعنه زد به « پراید »

که تو مسکین چقدر یابویی !

.

با چنین شکل ضایعی بالله

بی‌ جهت توی برزن و کویی !

.

رنگ لیمویی مرا بنگر

ای که تیره، شبیه هندویی …

.

من تمیزم ولی تو ماه

یه ماه  که مطلقاً دست و رو نمی‌شویی …

.

بچه می‌ ترسد، آن‌ طرفتر رو !

کـه بـه هیئت، شبیه لولویی …

.

من نه خودرو، گُلم، سَمن‌ بویم

تو نه خودرو، گیاه خودرویی !

.

من به پاریس بوده‌ ام چندی

زیر پای «چهاردهم لویی» (!)

.

روی « باسکول » بیا، بپر ، بینم  (!)

روی‌ هــم‌ رفته چند کیلویی ؟!

.

در تو آهن به کار رفته ولی

نازکی عین برگ کاهویی !

.

صاحبت با تو گر به جایی خورد

ســـهم الارث ورثّـــه‌ ی اویی !

.

از « پژو » چون چنین شــنید « پراید »

گفت: ای دوست! چرت می‌گویی …

.

بنده گیرم به قول تو یابو،

تو گمان کرده‌ ای کــه آهویی؟!

.

«خویشتن، بی‌سبب بزرگ مکن

تو هــم از ساکنان ایــن کویی !»

.

انتقادی اگر ز من داری

مطرحش کن، ولی به نیکویی

.

زیر این آسمان مــینایی

ای خوشا فــکر و ذکر مــینویی

.

برو خود را بسوز و راحت کن

بی‌ علاج اســت آتشین‌ خو یــــی

.

بخت باید تو را نه آپـشن و تـیپ

ای که در بند چــشم و ابرویی

.

بخت ماشــین اگر سپید بُوَد

خواه بژ باش، خواه لیمویی !

.

ارج و قــر بــم کنون ز تو بیش است

زان‌ جهـت در پی هـیاهویی

.

خوار بــودم ولی عزیز شدم

کرد دوران ز بنــده دلجویی

.

قیمت مـن کنون رسیده به بیست

این منم من، « پراید » جادویی …!

.

توی بنگاه پیــش هـم بودیم

غرّه بودی به خــوش بر و رویی

.

بنده رفتم فــروش و یکماه است

توی دپرس، هنوز آن تویی …!



تاریخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 | 03:05 ب.ظ | نویسنده : °o.O ( حمیــد مشهدی ) O.o° | نظرات